و محل آن صنم كه موسوم به بغ بوده در آنمكان بوده و معبود جمعى از جهال آمده . بعد از استيلاى عرب بر عجم و تصرف سعد وقاص مملكت مداين و ايران و دولت عجم را ، آنجا نيز روى بانهدام نهاده و پس از خرابى كوفه و تفرقهء مردمان آن ناحيه جمعى كثير در بغداد آمده ساكن گشته تا در زمان ابو جعفر كه بناى عمارت آنجا شده و در عهد خلفاى عباسى دار الخلافه گشته . گويند در زمان خلافت المعتصم باللّه آبادى آنجا بمرتبه [ اى ] رسيده بود كه مكان خلافت بر خليفه تنگ گشته بود و در بيست فرسنگى آنجا در كنار شط ، شهر « سرّ من رى » را عمارت كرده و در اين بيست فرسنگى آبادى و بيوتات متصل گشته هوايش گرمسير مايل به اعتدال است و آب دجله از وسط آن معموره روان و قبلهء آن در سابق بر اين بغداد عتيق بوده كه در زمان خلفا معمورى و دار الخلافه در آنطرف بوده است . از اينكه زمين آنطرف پست و آب دجله مسلط بر زمين بوده چندين بار از وفور سيل خراب گشته و اغلب عماراتش را آب گرفته . پس از آن اينطرف را معموره نهادهاند و عمارات عالى در آنجا بنياد كردهاند و آبادى آنجا اغلب بواسطهء زوار اماكن مشرفه است و اغلب منافع ايشان در تردد اهالى ايران و مملكت عجم مىباشد .
آب دجلهاش بسيار گوارا ميوه گرمسيرى و سردسيرى در آنجا وفورى دارد . مذهب اهالى بلد تسنن است صباح و مساء به زيارت قبر « 1 » امام اعظم شيخ عبد القادر « 2 » را ادراك نموده « 3 » مردمش بسيار ديرآشنا و درشتخو
هامش
( 1 ) - در نسخه ديگر قبور .
( 2 ) - نسخه ديگر : امام اعظم و شيخ عبد القادر
( 3 ) - كذا ، در اصل و نسخهء مجلس