نموده چندان تعريفى در او نديده اينقدر بود كه در عربستان بهتر از ساير بساتين بوده و بعضى از گل و رياحين فرنگستان در آن بستان به عمل آورده و بعد از تماشاى بستان به طرف ديگر اينجانب را برده كه اكثر از وحوش و طيور را در آن محل جمع نموده اقسام طيور در آنجا ديده شد . چيزى كه به نظر اين جانب تازگى داشت منحصر بيك جفت مرغ كوچك بود كه نر آن زرد رنگ برنگ گل جعفرى و مادهء آن سفيد و به تركى البثا به قدر مرغيست كه مسمى است به سيره « 1 » كه در ملك عجم بهم ميرسد و منقار سفيدى دارد و بسيار خوشآواز است كه صوت آن بهتر از بلبل است .
بارى آن روز روز خوشى گذشت و معاودت به منزل خود نموده چون اسمى از بغداد برده شد لازم است كه مختصرى از احوالات تاريخيّهء آن ذكر شود .
الحق محروسه بغداد عجب مملكتيست آباد و معمور . بغداد از اقليم چهارم است و از بلاد عراق عرب محسوب مىشود . بانى آنجا ابو جعفر منصور دوانقى بوده است كه از خلفاى بنى عباس است و آن فرصت اتمام و انجام آن بلد ننمود . در زمان هادى و مهدى عباسى عمارات آنجا باتمام انجاميد . لفظ بغداد مركب است از بغ و داد بغ نام بتى مشهور است كه در ايام جاهليت اعراب عراق بستايش آن صنم
وصف بغداد
توسل جسته ، و داد كلمهايست كه بمعنى بخشش است و در زمان سلاطين ساسانيه كه مدينهء مداين معمور بوده در آنجا نيز آبادى و معمورى بوده
هامش
( 1 ) - نسخهء مجلس ، مسمى به سيره است .