گليمى بود . كاسهبشقاب آبخورى كه ميآوردند ، كاسه بلور الماستراش و بشقاب آن كوزگى شكسته بود كه بر روى آن نهاده و ظروفى كه در مجموعهء شام و نهارش ميبود در يك مجموعه ظروفى از بلور و ظرفى از كوزه شكسته و ظرفى از چينى و ظرفى از مس مىنهادند . خلاصه هرچه از هر جا سرقت نموده بودند به همان قسم به جهت رفع ضرورت نهاده بودند ، و تركيب و تناسب اجزاء هيچ ملاحظه نكرده بلكه اعتنائى نداشتند . خلاصه تماشاى غريبى از آن اوضاع و اسباب و اطوار حضرات الوار ميكرديم و در آنشب غذائى در نهايت لذت صرف نموديم . ميل بخواب كرده ميخواستيم يراق و اسلحهء خود را از جهت احتياط بيرون نياورده باشم وليخان خود آمد و اسلحهء ما را بيرون آورده گفت تا من زنده هستم و شما در خانهء من مىباشيد آسوده باشيد و خود با طايفه و قبيلهاش از خانهاى خود بيرون رفته قراولى ما را از هرطرف بيرون نموده و راه را مسدود كرده تا صبح بحراست و محافظت ما مشغول بود .
و در آنشب ملاى طرّار با تاراج و غنيمتى بيشمار كه از حوالى
رسيدن ملاى غارتگر
شيراز از زوار حاصل كرده بود وارد نزد وليخان شده غنايم مذكور را از نظر خان معزى اليه گذرانيده آنچه لايق خزانه بود در كنج مغاره و شكم احجار خاره پنهان و ذخيره گرديد و انعام « 1 » سزاوار انعام و شايسته أكرام خان كثير الاحترام نسبت بزيردستان و ايتام ميبود در ميانهء هوا - خواهان و عملهجاتش تقسيم نمود و هريك را از آنغارت قسمت و بهره [ اى ] رسيده چون ما در آنشب تازه مهمان و نورسيده بوديم رختخوابى پاكيزه نبود كه در آن آسايش كرده باشيم فرشهاى زرى و ترمه را با بالشهاى
هامش
( 1 ) - در اصل چنين است . و آقاى فرمانفرمائى به « آنچه سزاوار انعام » . اصلاح كردهاند