تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه رضا قلى ميرزا نايب الاياله ( نوه فتحعلى شاه ) ( فارسى ) — صفحة 151

مساهمون:

ص١٥١
شد و رو بخانهء وليخان روان شديم . در عرض راه باقر خان همه‌جا هم - عنان ما بود . از جلادت كردار خود و از حلاوت گفتار خود بر آزار ما ميافزود گاهى غزواة خود را بيان كرده و برخى اشعار رطب اللسان را دفتر گشوده ميخواند . اينجانب از بابت طفره و گريز گفتم ، كه برادر عزيز والى اطلاعى كامل از تاريخ دارد و اشعار را خوب مىفهمد . باقر خان برادر معزى اليه را تسخير وزير ركاب انداخته و مخاطب ساخته طومار اشعار را در هنگام تاخت به جهت والى ميخواند و برادر معزى اليه حتما مقضيا « 1 » تمّلقات نموده بحث ادبى تاويلات غريبه و تعبيرات عجيبه به جهت هريك از آن اشعار نامربوط مينمود و باقر خان را هر لحظه از آن توجهات حظى وافر و نشاطى مفرط حاصل ميگشت و برادران از آن حالات و از اين‌گونه مقالات در تحير بودند و گاهى ميخنديدند و طى مسافت مينمودند . و از جمله اشعارى كه مذاكره شد شعرى كه در خاطر است گفته بود :
شهان با زور و زر كشور گرفتند * مه من يك نظر كشورستان كرد
و او را اعتقادات بسيار و تحسنات بيشمار و استعارات لفظيه و معنويه درين شعر ميبود و برادر گرام والى كه طرف توجيه بود مذكور داشت كه يك توجيه آن اين بود كه اگر پادشاهان به زور و زر كشور گرفته‌اند معشوق من از نظر كيميا اثر كه بهرچه نظر اندازد فورا او را اشرفى « كشورستان » خواهد كرد . و غير ازين نيز معانى چند شيرين و لطيف بر آن شعر كرده و به همين طريق از كازرون تا « تنك تركان » راه را طى كرده
هامش
( 1 ) - در نسخه ديگر حتا مقضيا و غلط است .