درين صورت شما قياس حال خود را كرده باشيد كه چگونه شما را با اين دولت و اسباب مسلم خواهد گذاشت . اين امر از جمله محالات
خطر رفتن بخانهء وليخان
است و من كه سياق احوالات او را ميدانم خاصه درين اوقات كه با حسام الدوله دشمن است و خونها در ميان ايشان اتفاق افتاده است . و بهيچوجه مصلحت شما رفتن از اين راه نيست . حضرات اخوان مضطرب گشته نزد اينجانب آمده و فقرات سئوال و جواب فيما بين را بيان نمودند . آنشخص را طلبيده از آن استفسار نمودم كه چه گفته آنشخص اعاده نمود مطالب خود را . گفتم ما در بند ماليه نيستيم دست ما را كه نخواهد بست و بدست دشمن داد . گفت ، عجب از عقل شما كه چنين تصورات را مىكنيد .
وليخان ازين طرف ماليه شما را مىگيرد و شما را با خود دشمن كرده و از آنطرف محمد شاه را با خود دشمن كرده و شما را رها مىنمايد . اين چه عقلى است هرگز چنين كارى نمىكند كه پس از غارت كردن شما را رها كند و خصمى محمد شاه را بر جان خود بطلبد .
هامش
هرچند هم كه اغراق خواسته باشد بگويد لازم است كه سالهاى ديگر نرفته باشد . بهرجهت اغراقى خنك و بىمزه است لمحرره - « هيچ استبعادى ندارد كه اين قناد از ايادى و جاسوسهاى وليخان بوده كه در شهر شيراز يا كازرون براى تسهيل راهزنىهاى او يا فروش و معاملهء اموال مسروقه به او اطلاعات ميداده و واسطه بوده است و روى اينروابط و استفادههائى كه از راههاى ديگر از وليخان ميكرده اين خسارت و صدمه را براى اغفال و ظاهرسازى تحمل ميكرده است . ف . »