بگرد ما جمع شده و پروائى از كشتن ننمودند و ما را ميگرفتند كه شايد خورده باشند و اين فقره در نظر بس غريب آمد .
پس از ساعتى كه نشستيم گرسنگى بر ما بشدت زورآور گشته از جانى خان پسر وليخان خواهش نانى نموديم جانى خان سوارى از تعاقب گوسفندهاى غارتى فرستاده كه گوسفندى آورده كبابى شود و سد جوعى نموده آنسوار هرچند تفحص گوسفندى نمود گوسفندى او را بدست نيامد . گوساله گاوى تحصيل نموده و آن گوساله رنجور را ذبح نموده رانى
كباب گوساله
از آن به جهت ما آورد . چشم ما كه بر آن گوشت افتاد از خاكسترهاى نرم مانند اموات يوم النشور برآمديم و هيزمى فراهم آورده آنگوشت را كباب كرده خورديم . چون از گرسنگى فارغ گشته از اينكه نمك بسيارى بر آن ناپخته ريخته بودند عطش شديدى غالب گشت . هرقدر تفحص آب كرديم نيافتيم و ظرفى كه ده مثقال آبگير داشته باشد بهمراه نداشتيم و از آن قريه مسافتى بعيد بايد رفت تا چشمه [ اى ] كه او را « چشمهء سلمان » ميگويند . بهر تقدير برادران اتفاقى كرده رو به دامنهء كوه روان شديم .
مسافتى بعيد طى كرده كه بدان چشمه رسيديم مانند گوسفند سر در آب گذارده آشاميديم و مراجعت به منزل كرديم . مجددا عطش غالب آمده باز كرة ثانى بر آن سرچشمه رفته سيرآب شديم . در آن شب چندين مرتبه « 1 » بر سر آن آب رفته آب آشاميديم و از هر دفعه « 2 » عطش ما زياده ميگشت .
ارمغان غارت
بالاخره در آن نيمهشب در آن خانه نشسته بوديم كه بيك مرتبه غوغاى عظيمى ظاهر گشت از اطراف آن قريه ، از حاتم تركمان سؤال
هامش
( 1 ) - در نسخه ديگر « مرحله »
( 2 ) - در نسخه ديگر « هر مرحله »