محبت دربارهء او كرده بودم و او نيز البته حقوق و نمكخوارگيهاى قديمه را منظور خواهد داشت . از آنهمه ارادتكيشان كه هستند دو نفر ما را يارى و دستگيرى كنند ساز سپاه خواهيم كرد و اعاده مىنمائيم ، به قدر قوه كوششى به عمل مىآوريم . اگر نامردى كنند و ما را به لشكركشى امداد نكنند اينقدر خواهد شد كه در نزد خود مخجول [ كذا ] نخواهيم بود . پس از مأيوسى از ممالك محروسه بدولتهاى خارجه خواهيم رفت و ثانيا اينكه اينجانب هميشه اوقات طالب حكومت بندر ابو شهر بودم مقصود چنين روزها بود كه چنين حصن حصينى را انتظام داده امروز فايده از تصرف آنجا حاصل گردد و ليكن چون پيشنهاد خاطرم هميشه چنين روزها بود [ با ] باليوز و صاحبان انگريز كه در آنجا بودند و عبور مىكردند كمال رابطه و اتحاد را دارم اگر به كازرون « 1 » رويم به سمت دشتستان و بندر ابو شهر و كوهكيلويه همهجا مىتوانيم بسر برده بسبب آنكه تمام راه گرمسير است برفرض نامردى و بىغيرتى اهل مملكت ، مىتوان بواسطهء باليوز در جهاز سركار نشست از بندر ابو شهر باماكن مشرفه و دول خارجه رفت .
حضرات برادران كه مرغبات « 2 » بر رحجان به سمت غرب ملاحظه كردند همه تصديق نمودند كه آن راه بهمهء جهات بهتر است اكراهى كه در نظر مىآيد اين است كه بسبب نزاع تيمور ميرزا با وليخان كه تصور چنان ميرود كه اگر او ما را بدين اسب و اساس [ كذا ] ببيند امكان ندارد كه از اسباب ما بگذرد و ليكن خوف ما از وليخان خوف ماليه بود و هرطرف ديگر را كه ملاحظه مىكرديم خوف جان در ميان بود
هامش
( 1 ) - در نسخه ديگر كازران
( 2 ) - در نسخهء ديگر مرغبات مرا