شيراز واقع است و روى ما بدين سمت شده است ، اگر بخواهيم بآنجانب رفته باشيم همهجا سرحدات قهار در پيش است و آثار آبادى ندارد . تمام راه را برف گرفته و امكان عبور نيست درين فصل زمستان بىبالاپوش دو شب كه در برف و سرما بسر برديم ما خودمان و مراكبى كه داريم هلاك خواهيم شد و علاوه در آنحدود آدمى باعرضه و وجود نيست كه مقصودى از وى به عمل آيد و از سمت شمال تا مشرق ما را كه لشكر عراق و آذربايجانى گرفته و از جانب جنوب ما مقابل قبله مملكت را ايلات و ايلخانى و منافقين بند به بند بستهاند اگر عقاب شويم از سر ايشان نتوانيم پريد و اگر پرى گرديم از شّر آنان نتوانيم رهيد و آنچه ملاحظه ميكنم جانب مغرب را كه به كازرون و طرف دشتستان ميرود بهتر و سالمتر از جهات ديگر مىبينم . اولا به علت اينكه آن ولايت گرمسير است اكنون گياه صحرا اسب ما را سير مىكند و از آن گياه ما خود نيز مىتوانيم خورد و مدارا كرد كه مطلقا باحشام و آبادى نرويم و بالاپوش چندان ضرور نيست و به همين حالت مىتوانيم بسر برد و ثانى اينكه از جمله وليخان و خوانين دشتى و دشتستانى اشخاصى چند كه در آنجا و بر سر آن راه هستند كه هريك از ايشان را ما خود چندين مرتبه احيا كرده و جان ايشانرا از مهالك نجات داده بدولت و ثروت بىاندازه رسانيدهايم به اين احوال بدر خانهء هركس پناه بريم ما را حمايت كرده اعانت خواهند نمود و جان خود را از ما دريغ نخواهند داشت و همچنين ميرزا منصور خان بهبهانى كه چندين سال پيش او را در پناه خود داشته خدا مىداند كه چقدرها
سفرنامه رضا قلى ميرزا نايب الاياله ( نوه فتحعلى شاه ) ( فارسى ) — صفحة 135
مساهمون: رضا قلى ميرزا نايب الاياله
ص١٣٥