تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه رضا قلى ميرزا نايب الاياله ( نوه فتحعلى شاه ) ( فارسى ) — صفحة 125

مساهمون:

ص١٢٥
او كرده گفتم شما در خدمت اسكندر ميرزا رفته دروازه باغ شاه را كه قريب بارگ مىباشد تصرف نموده تا من خود را بشما رسانيده باشم . ايشان نيز اطاعت كرده باتفاق اسكندر ميرزا روان شدند . در اين اثنا ميرزا مهدى خان داروغه را ديدم كه باضطراب هرچه تمامتر روى بباغ ميدود . گفتم مهديخان تو را چه حالت است . گفت از ايلخانى و ميرزا محمد على وزير و پيام فارسيان ساير فارسيان به خدمت سركار اقدس پيغام دارم . گفتم بگو . گفت كه حضرات گفته‌اند كه شما گرفته و بستهء محمد شاه ميباشيد . در ارگ رفته محصور گشته دست از پاى خطا نكنيد . اگر از ارگ بيرون آمديد خون شما در گردن شما مىباشد . در همانجا باشيد تا نواب فيروزميرزا و منوچهر خان وارد شوند . در پيش خود ملاحظه كردم كه پيغام خوبيست همين پيغام سبب وحشت و بيرون آمدن سركار اقدس مىشود . به مهديخان تأكيد كردم كه سركار اقدس در باغ ميباشند . برو عرض كن . مهديخان به خدمت سركار اقدس رفته ، تيمور ميرزا را بتأكيد تمام خدمت سركار اقدس فرستادم . عرض كردم اى بيمروت بچه جهت توقف دارى چرا سوار نميشوى اسب آماده همينقدر پاى تو بركاب برسد بهر قسم است بيرون خواهيم برد . به تيمور ميرزا گفتم كه من در عقب اسكندر ميرزا و سواران ممسنى ميروم بر سر برج . تو ، بهر قسم است سركار اقدس را سوار كرده آورده باش . تيمور ميرزا كه به خدمت سركار فرمانفرما رفته بود بعد از رسالت مهديخان سركار اقدس حبيب اللّه خان را احضار فرموده فرمايش مينمودند فكر خام كه برو ايلخانى را خاطرجمع كرده بحضور آورده باش و او را اطمينان بده
سفرنامه رضا قلى ميرزا نايب الاياله ( نوه فتحعلى شاه ) ( فارسى ) — صفحة 125 | رضا قلى ميرزا نايب الاياله / اصغر فرمانفرمايى قاجار