قدغن فرموده كه پاره [ اى ] از جواهر و اسباب را پيچيده و در يخدانها نهاده اراده داشتند كه در آنشب به طرفى روانه شوند . اينجانب و تيمور ميرزا كه بخدمتش رسيديم سؤال فرمودند در چه كار ميباشيد عرض كرديم كه عرايض ما به جائى نرسيد و امروز احوال ما خالى از خطر نيست .
فرمودند كه شما طفل و ناآزموده ميباشيد فكر رفتن صحيح است و ليكن نه به اين زودى . اگر امشب مجالى شود خواهيم رفت . شما در تدارك خود باشيد . اينجانب با سركار اقدس در گفتگو بودم كه يكى از خواجهسرايان آمد و گفت فلان غلام بر در ارگ بشما عرض دارد . اين جانب بدر ارگ رفته ميرزا خان نام و برادر مشار اليه كه غلام اينجانب بود او را بد احوال ديدم . گفتم چه مطلب است ؟ بيان كرد ديشب حضرات فارسى و جمع نوكرهاى قديمى شما با يكديگر ممّهد و همداستان شدهاند كه امروز اجماع كرده شما را گرفته باشند و بدست منوچهر خان دهند . از آن جمله آدم ايلخانى در عقب من آمده كه مرا نزد ايشان برده باشد . حقوق نعمت شما بر ذمه من ثابت بود با آدم ايلخانى همراهى نكرده گريبان مرا بدست آورده پاره كرد و من از دست او بدر رفته خود را به جهت اخبار بشما رسانيدم كه در عرض راه تفنگچى و لشكر شهرى از نوكر و رعيت ديدم كه باتفاق پاره [ اى ] از فارسيها بر سر برج و دروازه ميدوند و جمعيتى بىپايان با
ايلخانى در پى گرفتن فرمانفرما
ايلخانى و ساير فارسيها اكنون رو به ارگ ميآيند اگر دقيقه [ اى ] تأمل كنيد همگى گرفتار خواهيد شد . من حق نمك شما را از گردن خود برداشته عرض كردم .
سفرنامه رضا قلى ميرزا نايب الاياله ( نوه فتحعلى شاه ) ( فارسى ) — صفحة 123
مساهمون: رضا قلى ميرزا نايب الاياله
ص١٢٣