بايد كرد و بكجا بايد رفت . تدبير چه چيز است جمعى كه بودند گفتند راه فارس را از ما گرفته دست ما از طرف فارس و كرمان و يزد و خراسان بريده گشته و به اين صورت شكسته هر كجا كه بگذريم خارهاى بيابان طمع در مال ما مىكنند اگر به طرف عراق و اصفهان بخواهيم رفت با اينحالت پريشان لينجى از عقب و منوچهر خان بااستعداد از جلو درآمده يك نفر سالم نخواهيم كرد « 1 » .
بهتر اين است كه در همين حوالى گردش كرده از خاك فارس چندان دور نشده باشيم و راه بختيارى را در دست داشته اگر برف راه دهد از جبال بختيارى گذشته بلكه راهى از فارس بدست افتد . درين باب متفق گشته طرف دست چپ را گرفته راندند . اكنون اين بنه بىصاحب متفرق گشته بعضى به لنجانات رفته گرفتار شدند و برخى همان راه را گرفته باصفهان رفتند از آن جمله بنه شجاع السلطنه و حيدر قلى ميرزا يكسر باصفهان رفته كه به جهت ايشان بالاپوشى باقى نماند كه شب بر روى خود انداخته باشند و نوكرهاى سليمان ميرزا اسب و اسباب او را برداشتند از همان راه بدر رفتند . غرض ثلث بيشتر اهل اردو كه از اهل عراق بودند هرچه توانسته برداشته و فرار نمودند . محشرى بود كه پدر به فرزند نمى - پرداخت . آفتاب نزديك بغروب رسيده كه اين سوار شكسته رسيدند به قريه مسمى به « طاغون » « 2 » و از تشنگى و خستگى در حوالى آن قريه
هامش
( 1 ) - در هر سه نسخه چنين است .
( 2 ) - در نسخه مجلس « طاعون » .