مطلع باشد يك نفر از ما درين بيابان و برف بىپايان در اين شب بيرون نخواهد رفت و اگر ده سوار به سر ما آيد به كلى ما را داغان مىكند و حال اينكه بايد از كنار اردوى خصم گذشته و اين معنى محال مىنمايد . ما اگر به كلى كشته شويم بهتر است كه در شب تار از برف و سرما و صدمه شبيخون متفرق گشته . امشب را توقف مىكنيم فردا را روز روشن ترتيب سپاه كرده به راه راست مىرويم . اگر در جلو ما آمدند و عزم مقابله و مقاتله را دارند به قدر قوه خواهيم كوشيد و الا راهى داريم خواهيم رفت .
سركار شجاع چاره جز توقف در آنشب نديده مجدد حكم بتوقف نمودند . اينجانب را به همان خدمت سابق مأمور فرموده و خود با سايرين در اردو گردش ميفرمودند و كشيك ميكشيدند . قيامتى در اردو برپا بود و ساعت بساعت برف و سرما شدت كرده كسى نميدانست چه بايد كرد و فردا چه خواهد شد . خداوند عالم كرا خواسته و كدام فرقه را ذليل خواهد نمود . در آن چند شب خواب به چشم احدى نرفته بود .
بارى اين جانب از خدمت شجاع مرخصى حاصل نموده سواران را برداشته قريب اردوى ايشان تا بصبح قراولى ميكرديم و ليكن از اردوى ايشان احدى بيرون نمىآمد . توپخانه را مستعد كرده روى بر اردوى ما بسته بودند . قريب بصبح اينجانب سواران را برداشته وارد اردو شدم برف موقوف شده ولى باد و شمال برخاسته چنان سرد است كه نفسها يخ بسته تكلم نمىتوانستيم نمود و بعد از ورود باردو قيامتى بنظرم رسيد
سفرنامه رضا قلى ميرزا نايب الاياله ( نوه فتحعلى شاه ) ( فارسى ) — صفحة 85
مساهمون: رضا قلى ميرزا نايب الاياله
ص٨٥