من خلافت مسلمين بعهدهء تو باشد در اين صورت تمام موجودى بيت المال عراق براى تو خواهد بود كه بهر جا كه ميخواهى ببرى و ماليات هر ناحيه از عراق را كه بخواهى به تو وامىگذاريم كه براى هزينهء زندگانيت تصرف كنى و همهساله نمايندهات آن را وصول كند و برايت بفرستد و هيچكس به تو جسارتى نكند و هيچ كارى بدون مشورت تو انجام نيابد ، پس در كارى كه طاعت خدا در آن است نافرمانى مكن ، خداوند ما را و تو را بر طاعت خويش يارى كند همانا خداوند شنواست و هر درخواستى را مىپذيرد و السلام « 1 » » .
( 1 ) اين نامه مشتمل بر دروغ و نيرنگ و مغالطه كارى معاويه است و چنان كه دكتر احمد رفاعى ميگويد بايد نظر كوتاهى بمطالب آن بشرح زير بيندازيم « 2 » .
( 2 ) 1 - معاويه در اين نامه نوشته است كه مسلمانان در موقع اختلاف در امر خلافت برترى و سابقهء شما را در اسلام و خويشاونديتان را به پيامبر از ياد نبردند ، در صورتى كه حوادث پس از مرگ پيامبر ، نادرستى اين سخن و خلاف واقع بودنش را اثبات مىكند ، زيرا خاندان پاك پيامبر پس از رحلت رسول ، دشوارترين رنجها و سختىها را متحمل شدند و هنوز جراحت فقدان پيغمبر التيام نيافته و پيكر رسول خدا دفن نشده بود كه كارها را در دست گرفتند و در سقيفه جمع شدند و براى غصب خلافت به بند و بست هلاكت بارى پرداختند و خاندان پيامبرشان را فراموش كردند و به حق و رأى آنها اعتنائى نكردند و چون انتخاب أبو بكر بانجام رسيد ، با شتاب بخانهء دخترش و پارهء تنش هجوم بردند و مشعلهاى آتش را براى سوزانيدن خانهء او به همراه بردند و امير المؤمنين را كه برادر و جانشين پيغمبر بود به زور شمشير به -
هامش
( 1 ) - نهج البلاغه شرح ابن ابى الحديد
( 2 ) - عصر المأمون