مسأله ابراز ناراحتى كرده بودى كه امت مسلمانان در اختلاف مسئلهء خلافت قريش را سزاوارتر دانسته بودند ولى توجه نكردى كه قريش هم به همراه انصار و شخصيتهاى با فضيلت و دين از ميان خويش داناترين و خداترسترين و نيرومندترين فرد را در امر سرپرستى مسلمانان انتخاب كرده بودند و چنين شخص شايستهاى أبو بكر بود كه به مقام خلافت رسيد و در اين انتخاب هيچگونه كوتاهى نشد و اگر شخص ديگرى را از أبو بكر شايستهتر ميدانستند او را برمىگزيدند و حمايت از اسلام را به او واميگذاشتند و خلافت را به أبو بكر نميدادند اكنون هم همين مسأله بين من و تو اتفاق افتاده است و اگر من ميدانستم كه تو در كار مردم واردتر هستى و احاطهء بيشترى در ادارهء امور مسلمانان دارى و سياست بهترى در پيش مىگيرى و براى جنگ با دشمن ورزيدهترى و بهتر ميتوانى منافع مردم را حفظ كنى ، كار خلافت را پس از پدرت به تو واميگذاشتم .
( 1 ) پدرت بر عثمان شوريد تا اينكه او بستم كشته شد و خداوند بخونخواهى او پرداخت و هر كس كه خداوند خونخواه او باشد خونش بهدر نمىرود ، آن وقت پدرت زمام امور مردم را بدست گرفت و بين مردم تفرقه انداخت بدين جهت همانندان او در سابقهء ايمان و مجاهدت با او به مخالفت برخاستند و او ادعا كرد كه آنها پيمانش را شكستهاند و با آنها جنگيد و خونهائى به زمين ريخت و حرمتشان را شكست و خونشان را حلال دانست ، آنگاه بجنگ ما آمد و خواست ما را به بيعت خود درآورد و به زير فرمانش درآورد ولى جنگ به حكميت كشيد و قرار شد نمايندهاى از جانب ما و نمايندهاى از طرف او به مشاوره پردازند و بنفع مردم حكم دهند و دوباره امت را به يگانگى و هماهنگى درآورند و از او پيمان گرفتيم كه به حكميت آنها تسليم شود و ما همچنين پيمانى را گردن نهاديم و چنان كه ميدانى
حياة الإمام الحسن بن على ( ع ) ( زندگانى حسن بن على ع ) ( فارسي ) — صفحة 85
مساهمون: فخر الدين حجازى
ص٨٥