« اگر كسى به تو امانتى سپرد به آن وفا كن تا پس از مرگ ترا امين بخوانند .
اگر دوستت بىنياز بود به او رشك مبر و اگر در سرمايه فانى شده بود به او جفا مكن » .
و پس از من خلافت به تو خواهد رسيد كه از هر كس شايستهترى و السلام ) .
گمان ميرود اين نامه را كه رنگى تهديد گونه دارد معاويه هنگامى به امام نوشته است كه با سرداران سپاه عراق روابطى مستحكم برقرار كرده و آنها اجراى نقشههاى خائنانهء معاويه را تعهد كردهاند و مسلم است كه معاويه تا چنين روابطى با آنها برقرار نكند و از عدم همكاريشان با امام مطمئن نشود چنين نامهاى نمىنويسد .
( 1 )
پاسخ امام :
امام اعتنائى به تهديدهاى معاويه نكرد و در پاسخ به درستانديشى و پافشارى در جنگ پرداخت ، به اين شرح : ( اما بعد ، نامهات به من رسيد در آن هر چه خواستهاى گفتهاى من به تو پاسخى نمىگويم زيرا مىترسم بر سركشى خود بيفزائى و به خدا از چنين چيزى پناه ميبرم ، بيا و از حق پيروى كن و نيك ميدانى كه من سزاوار آنم و اين گناهى بر من است كه سخنى بدروغ بگويم و السلام ) .
و اين آخرين نامهاى است كه بين امام و معاويه مبادله شد و پس از آن معاويه دانست كه فريب و نيرنگ او اثرى نخواهد داشت و اشتباهكاريهاى سياسى او سودى نخواهد بخشيد و فهميد كه امام آمادهء جنگ است و ناگزير او هم براى جنگ مهيا شد و بتهيهء وسائل نبرد پرداخت .