بدون شك چنين نامهاى را كه دانشمند بزرگوار امت يعنى ابن عباس بسوى امام فرستاد اثرى نيكو بجا گذاشت زيرا او امام را به پيكار بر ضد معاويه و به مقاومت در برابر طغيانش برمىانگيخت و اعلان جنگ را واجب مىشمرد .
( 1 )
نامهء امام به معاويه
امام نامهء ديگرى به معاويه نوشت و او را دعوت به قبول بيعت و اطاعت از مقام خلافت كرد و از او خواست كه چون ديگر مسلمانان در دائره مجتمع اسلامى قرار گيرد و اين نامه را بوسيلهء دو نفر از شخصيتهاى ممتاز و سرشناس مسلمان كه مورد اعتماد همگان بودند بشام فرستاد ، اين دو نفر يكى حارث بن سويد تميمى « 1 » و ديگرى جندب الازدى « 2 » بود متن نامه چنين است :
( از بندهء خدا ، حسن امير المؤمنين به معاويه پسر ابى سفيان .
اما بعد ، خداوند محمد ( ص ) را برانگيخت با صفت مشخص رحمة للعالمين ، و بدست او حق را آشكار كرد و شرك را برانداخت و عرب را بطور عموم و قريش را خصوصاً عزت بخشيد و فرمود
هامش
( 1 ) - حارث بن سويد تميمى ، كينهاش ابو عائشه است او از راويانى است كه رواياتى از صحابهء پيغمبر از جمله حضرت على ( ع ) و ابن مسعود نقل كرده است و گروهى از محدثين مورد اعتماد هم از او رواياتى بيان داشته و مقام او را بزرگ شمردهاند ابن معين مىگويد او محدثى قابل اعتماد بود ، و ديگرى مىگويد او روايات معتبرى از على ع نقل كرده است و مكانت او را مىستايد و در موقعيت او كافى است كه امام حسن او را معتمد خود دانسته و بسفارت بسوى شام فرستاده است او در اواخر دوران عبد اللّه زبير درگذشت ( تهذيب التهذيب ج 2 )
( 2 ) - ابو عبد اللّه جندب الازدى يكى از صحابه است كه از پيغمبر نقل كرد كه فرمود ( حد جادوگر اين است كه او را بشمشير بكشند ) و از گروهى از صحابهء پيغمبر از جمله على ع و سلمان فارسى رواياتى آورده كه گروهى ديگر اين روايات را از او نقل كردهاند و ابن حيان او را از ثقات تابعين مىشمارد او در آخر خلافت معاويه وفات كرد ( تهذيب التهذيب ج 2 )