پرهيزگاران و نيكوكاران به روى كار مىآيند و عزت مىيابند ، چهرهء شايستهكاران به خود گرفتند تا مسلمانان آنها را آدمهاى خوبى بدانند تا بدانجا كه مردم آنها را در امانتهاى خود شريك شمردند و گفتند حسابشان با خدا ، اگر در گفتار و كردارشان راستگوى و راستينند برادران ايمانى مايند و اگر نادرست و ناراستند ، خودشان در نتيجهء كجرويهايشان بزيان خواهند افتاد .
( 1 ) اكنون تو گرفتار چنين گروه و فرزندان و همانندان آنهائى كه به خدا قسم در همهء عمرشان جز راه سركشى نپيمودهاند و هر روز بر دشمنى خود نسبت به اسلاميان افزودهاند ، پس با اينها نبرد كن و هرگز خوارى و شكست را پذيرا مباش پدرت هرگز حاضر نبود مسأله حكميت را بپذيرد ولى مردم بر او شوريدند و مجبور به قبولش كردند و چنانچه آن داورى بر پايه عدالت انجام مىشد او در امر خلافت از هر كس شايستهتر بود ، ولى داورى بر بنيان هوس و نيرنگ انجام گرفت و على ( ع ) آن را نپذيرفت و بر همين حال باقى ماند تا مرگش فرا رسيد .
تو هم هرگز مقامى را كه به حق شايستهء آنى فرو مگذار و در اين راه تا بهنگام مرگ مبارزه كن .
و السلام »
در اين نامه مطالب پراهميتى بيان شده كه ذيلا به بررسى آنها مىپردازيم :
( 2 ) 1 - ابن عباس به امام پيشنهاد مىكند كه اشراف پرنفوذ را روى كار آورد و دين كسانى را كه مورد بدگمانىاند خريدارى كند ، تا پراكندگى مردم بر طرف شود و همگى در صف واحدى درآيند و به نيروى آنها مبارزهء با معاويه و مقاومت در برابر سپاه او ممكن گردد .
ولى ابن عباس گويا از اين نكته غفلت داشت كه سياست راستين و دادگرانهء اهل بيت كه بر مبناى حقيقتى اصيل استوار است با چنين
حياة الإمام الحسن بن على ( ع ) ( زندگانى حسن بن على ع ) ( فارسي ) — صفحة 69
مساهمون: فخر الدين حجازى
ص٦٩