ترا پذيرفتند ، پس براى جنگ آماده شو و با دشمنت بستيز برخيز ، به يارانت نزديك شو ، و آراء كسانى را كه به آنها بدگمانى در صورتى كه دنيايشان رخنهاى بر تو وارد نياورد خريدارى كن ، و مردانى را كه از خاندانهاى شريف و بزرگند به كار گمار تا طرفدارانشان با تو از در اصلاح درآيند در اين صورت است كه همهء مردم برگرد تو فراهم مىآيند و به انجام فرمانت اجتماع مىكنند .
( 1 ) گروهى مردم از اينكه هنوز حق بر جاى خود استقرار نيافته ، دلخوش نيستند در صورتى كه سرانجام ، عدالت پديدار مىشود و دين عزت مىيابد ، و اين بسيار بهتر از آن است كه مردم چيزى را بخواهند ولى پايانش ، ظهور ستم و خوارى مؤمنان و چيرگى تبهكاران باشد .
همانسان كه پيشوايان عدل رفتار كردند تو هم از آنها پيروى كن ، آنها هرگز دروغ را جز بهنگام جنگ و اصلاح بين مردم جايز نمىدانستند ، زيرا جنگ هميشه اقتضاى حيله و فريب دشمن را همراه دارد .
اين را بدان كه از آن جهت مردم از پدرت على ( ع ) روى گردانيدند و بمعاويه روى آوردند كه او همهء مردم را برابر مىشمرد و در بخش غنيمتها و درآمدها بين همگان به تساوى رفتار ميكرد و اين عدالت بر مردم گران مىآمد .
و دانسته باش كه تو اكنون با كسى جنگ مىكنى كه از آغاز پيدايش اسلام ، با خدا و پيامبرش مىجنگيد تا اينكه دين خدا استقرار يافت و چون حقيقت توحيد گسترش يافت و آئين شرك نابود شد و دين اسلام چيرگى يافت ، معاويه و دار و دستهاش بناچار ، دين را به ظاهر پذيرفتند ، آنها قرآن را ميخواندند ولى آياتش را به مسخره ميگرفتند و نماز را با تنبلى و تنگدلى ميخواندند و فرمانهاى دين را به ناخوشى انجام ميدادند و چون ديدند كه در آئين اسلام ، فقط
حياة الإمام الحسن بن على ( ع ) ( زندگانى حسن بن على ع ) ( فارسي ) — صفحة 68
مساهمون: فخر الدين حجازى
ص٦٨