و يگانه و بىهمتاست و پناه نيازمندان است و زن و فرزندى ندارد و محمد ( ص ) بنده و فرستادهء اوست .
اما بعد ، چنانچه در مورد خلافت به قرآن توجه كنيم ميفرمايد :
( در كتاب خداوندى همبستگان برخى از آنها بر ديگران شايستگى دارند ) و اگر به سنت پيامبر مراجعه كنيم ، پيامبر بخاندان خود ولايت داده است و اگر روش شيخين ابو بكر و عمر را در نظر بگيريم كه نسبت بخاندان رسول احترامى خاص قائل بودند مىبينيم كه هيچيك از مردم برتر و كاملتر و شايستهتر از خاندان پيامبر به احراز خلافت نيستند .
( 1 ) به خدا قسم اگر آنها بزمامدارى مسلمانان برسند ، حق در جايگاهش قرار ميگيرد و خدا اطاعت مىشود و فرمان شيطان كنار ميرود و حتى دو شمشير در اختلاف امت كشيده نمىشود ، پس اى معاويه از خداوند بترس تو اكنون زمامدار مسلمانانى و ما رعيت تو هستيم ، پس بمصالح مردم توجه كن كه فردا در پيشگاه خدا مسئول هستى و اينكه نام پسر عموهاى من را بردى به خدا قسم هرگز بحقيقت نميرسى و حق را نمىيابى مگر كه حق آنها را بشناسى و تو ميدانى كه آنها معدن دانش و بزرگواريند اكنون آنچه ميخواهى بگوى ، از خداوند براى خود و شما آمرزش ميخواهم » .
( 2 ) عبد اللّه در سخنانش شايستگى خاندان پيامبر را براى خلافت اسلامى از همه جهت بيان داشت از قرآن كريم به آيهء اولو الارحام استناد كرد و از لحاظ سنت گفت كه خاندان پيامبر از هر كس به رهبرى پيروان او سزاوارترند و روش شيخين را هم دليل ديگرى در اين باره دانست زيرا آنها خاندان پيامبر را بواسطه كمال و مقامى كه داشتند بر همگان در دانش و ايمان برترى ميدادند و بعد زيانهائى را كه در اثر عدم اجراى اين حقيقت براى مسلمانان ببار مىآيد بيان
حياة الإمام الحسن بن على ( ع ) ( زندگانى حسن بن على ع ) ( فارسي ) — صفحة 538
مساهمون: فخر الدين حجازى
ص٥٣٨