( 1 ) معاويه با اين بيعت ناخجسته شكافى بزرگ در بنيان اسلام پديد آورد كه شاعر بزرگ عرب عبد اللّه بن هشام سلولى در اشعار خود بتصوير اين اقدام ناهنجار پرداخته و سراسيمگى خود و مسلمانان را از خلافت يزيد اين چنين بيان كرده است :
اگر رمله و هند هم بيايند * ما بعنوان ملكهء مؤمنان با آنها بيعت مىكنيم
اگر خسروى بميرد خسرو ديگرى برپاخيزد * از پس سه كس كه هماهنگ بودند
اى كاش كه ما هزاران مرد داشته باشيم * افسوس كه چنين نيروئى نداريم
در آن صورت چنان شما را ميزديم كه به مكه برسيد * و در آنجا كاسهليسى كنيد .
چنان خشم ما را فرا گرفته كه اگر بياشاميم * خون بنى اميه را سيراب نمىشويم
مردم شما دارند نابود ميشوند و شما در بىخبرى به شكار خرگوش مشغوليد « 1 » .
همهء مسلمانان در همه جاى ميهن اسلامى از چنين حادثهء بزرگى به فرياد و نفرت آمدند زيرا مقام خلافت مانند مقام كسرى و قيصر نبود كه بميراث رسد ، بلكه به عقيدهء اهل سنت و جماعت بايستى در شوراى مسلمانان مطرح شود و هر كس را كه نمايندگان مردم انتخاب كردند به خلافت رسد و بعقيدهء شيعه : مقام خلافت همچنانكه پيامبر فرموده حق شرعى امير المؤمنين و فرزندان اوست .
( 2 ) معاويه پس از آنكه در شام براى يزيد بيعت گرفت بخشنامهاى
هامش
( 1 ) - مروج الذهب 2 / 330