تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حياة الإمام الحسن بن على ( ع ) ( زندگانى حسن بن على ع ) ( فارسي ) — صفحة 531

مساهمون:

ص٥٣١
( 1 ) و در دلش دردى بزرگ ميدود اگر سخن بگويد بدترين سخن‌گويانست و اگر خاموش بماند از روى سرگشتگى و بيچارگى است ، تو خودت آنها را خوب مىشناسى و ميدانى كه نسبت به تو چگونه‌اند ، آنها از تو بدورند و هميشه در انديشهء نفاق‌افكنى هستند ، پس با بيعت يزيد ، اندوه را از ما بردار و پراكندگى مردم را به پيوستگى برسان اكنون كه به انتخاب او راهنمائى شده‌اى از اراده‌ات دست مدار و از آهنگى كه دارى بازممان ، اين رأى ما و تو است و حق هم با ما و تو است از خداوند يارى و حسن عاقبت را براى تو و خودمان درخواست مىكنم » . اين سخنان نقشى پليد از دل پراضطراب گوينده‌اى است كه جانش را گناه و نافرمانى خدا در بر گرفته و با همهء بديها همراه است و از خير دورى گزيده است . در اينجا معاويه بتهديد مخالفان پرداخت تا حاضرين را در برابر اراده‌اش تسليم كند و به بيعت با يزيد وادارد و در اين باره چنين گفت : « اى مردم ، شيطان برادران و دوستانى دارد كه او را يارى مىكنند و هميشه از كمك آنها بهره‌مند مىشود و به زبان آنها سخن ميگويد ، اگر به طمعى اميد بندند بسويش مىشتابند و اگر بىنياز شوند كنار ميروند ، هميشه به فتنه‌انگيزى و بدكارى دست ميزنند و آتش بيار نفاق و تفرقه اندازيند ، عيب‌گير و شكاكند ، اگر رشتهء كارى را بدست آورند سختگيرند و اگر به سركشى دعوت شوند زياده روند ، هرگز دست از كارهاشان برنمىدارند و تباهى را ريشه كن نمىكنند و پند نمىگيرند تا اينكه صاعقهء خوارى و بدبختى بر سرشان بيايد و خطرهائى بزرگ و دردناك نابودشان كند و ريشهء آنها را مثل ريشهء سست قارچ از بيخ بركند ، و اينها شايستهء چنين سرنوشتى