كيستند و چه مسير مقدسى در پيش دارند اكنون چارهاى ندارم جز اينكه اين آيه را بخوانم و بگويم ( خداوندا شنيديم و فرمان برديم و آمرزش ترا اميدواريم و بازگشتمان بسوى تو است ) « 1 » .
( 1 ) معاويه بگفتار اندرزآميز احنف اعتنائى نداشت و فكر نكرد كه مسلمين با خلافت يزيد دچار چه نكبتى خواهند شد ، يزيد همان شرابخوارى كه هميشه مست است و با ميمونها و سگها بازى مىكند .
معاويه فرزندش را در كاخ سرخ بر مسندى نشانيد و خودش با يزيد بعنوان ولايت عهد بيعت كرد و فرمان داد تا مردم هم با او بيعت كنند ، يكى از خود فروختگان فرومايه پيش آمد و به پدر و پسر سلام كرد و بعد بمعاويه گفت ، اى امير المؤمنين اگر اين را ( اشاره به يزيد ) به خلافت انتخاب نمىكردى كار مسلمانان تباه مىشد .
معاويه به احنف رو كرد و گفت : اى ابا بحر چرا چيزى نمىگوئى ؟
احنف گفت اگر سخنت را تصديق كنم از خدا ميترسم و اگر تكذيب كنم از شما ميترسم .
معاويه گفت خداوند ترا در اطاعتت پاداش خير دهد .
وقتى كه احنف از قصر سرخ بيرون آمد با آن مرد فرومايه روبرو شد او پاداش فراوانى از معاويه گرفته بود و با معذرت به احنف گفت :
« اى ابا بحر ، من ميدانم كه معاويه و پسرش بدترين مخلوق خدايند ، اما اينها پول فراوانى را فراهم كرده و در خانههائى در بسته نگهداشتهاند و براى بيرون كشيدن اين پولها چارهاى جز آنچه گفتم و شنيدى نيست » « 2 » .
هامش
( 1 ) - الامامة و السياسة 1 / 174 - 180
( 2 ) - تاريخ ابن خلكان 1 / 230 ، تمدن اسلامى 4 / 76 - 77