تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حياة الإمام الحسن بن على ( ع ) ( زندگانى حسن بن على ع ) ( فارسي ) — صفحة 525

مساهمون:

ص٥٢٥
( 1 ) آنها بحضور معاويه رفتند و بمعاويه دربارهء يزيد مباركباد گفتند و از او خواستند كه اين اقدام را به زودى انجام دهد ، معاويه از آنها تشكر كرد و گفت اين راز را همچنان پنهان نگه داريد ، بعد به پسر مغيره رو كرد و گفت : - پدرت دين اينها را به چند خريد . - به سى هزار درهم معاويه خنديد و گفت چه دين كم ارزشى داشتند . معاويه براى رسيدن به مقصود خود بخريدارى دين مردم پرداخت و بهر وسيله‌اى كه او را بهدفش برساند دست زد ، وسيله‌هاى ننگينى كه مسلمانها به آنها عادت نداشتند و اسلام چنان اقداماتى را محكوم مىساخت . ( 2 )

نمايندگان شهرستانها

معاويه دعوتنامه‌هائى رسمى براى شخصيتهاى سرشناس كشور اسلامى فرستاد و آنها را بدمشق فرا خواند تا دربارهء وليعهدى يزيد با آنها گفتگو كند و چون همگى حضور يافتند به پنهانى ضحاك بن قيس فهرى را احضار كرد و به او گفت : « وقتى كه در حضور نمايندگان شهرستانها بمنبر رفتم و سخنانى دربارهء پند و موعظه ايراد كردم تو از من اجازه سخنرانى بگير و چون اجازه يافتى حمد و سپاس خداوند را بجاى آور و بعد دربارهء يزيد آنچه شايسته است بگو و از برتريها و نيكوئيهاى او آنچه ميتوانى به زبان آور و از من بخواه تا او را بجانشينى خود انتخاب كنم تا منهم حاضرين را بقبول چنين اقدامى دعوت كنم و از خداوند ميخواهم كه اين كار با خير و خوشى انجام يابد » . و بعد چند نفر از دار و دستهء فرومايهء خود را كه بوئى از دين