حكومت رانده و ما را از هر جهت خشنود ساخته است اكنون شايسته است كه امير المؤمنين كه خدايش گرامى داشته فرزند خود يزيد را بخلافت برگزيند و او را پس از خويش پناهگاه و پيشواى ما قرار دهد تا به پناه او درآئيم زيرا هيچ كس از او به اين مقام شايستهتر نيست پس ارادهء خود را بر اين كار استوار دار خداوند ترا تأييد كند و ترا در ادارهء امور ما موفق فرمايد »
( 1 ) سخنان ضحاك گوياى نهاد ناپاك اوست كه براى رسيدن به منافع پليد خود همهء ارزشهاى انسانى را زير پا گذاشت .
پس از سخنان ضحاك ، همكاران فرومايهء او به تأييد گفتارش پرداختند و فضيلتها و امتيازاتى فراوان براى يزيد تراشيدند و از نبوغ و كرامتش سخنها گفتند و نامها و لقبهاى بزرگ و دروغينى به او چسبانيدند و ستايشهاى نابجائى كه فاقد آنها بود ازو كردند و حاضرين را نيز برانگيختند كه به ثناگوئى يزيد بپردازند و خدا ميداند كه آنها با چنين گفتار دروغ و فريبندهاى او را به بدبختى و هلاكت و بدنامى و رسوائى و نفى همهء سنتها و مقدسات اسلامى كشانيدند .
وقتى كه چربزبانيهاى اين گروه فرومايه پايان يافت معاويه متوجه نمايندگان عراق شد تا نظر آنها را در اين باره آزمايش كند ، رئيس آن هيئت احنف بن قيس مرد بردبار عرب و پيشواى تميم بود .
معاويه از او خواست تا نظرش را ابراز كند ، احنف بسخن ايستاد و خداوند را ستايش كرد و بعد بمعاويه روى كرد و گفت :
« خداوند امير المؤمنين را شايسته بدارد ، مردم روزگار بسيار بد ديروز را گذرانيدند و اكنون زمان خوبى را در پيش دارند ، يزيد پسر امير المؤمنين فرزند نيكوئى است كه از پستان روزگار شير سرشارى نوشيده است ، اى امير المؤمنين به ياد آور كه پيش از اين خلافت
حياة الإمام الحسن بن على ( ع ) ( زندگانى حسن بن على ع ) ( فارسي ) — صفحة 527
مساهمون: فخر الدين حجازى
ص٥٢٧