تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حياة الإمام الحسن بن على ( ع ) ( زندگانى حسن بن على ع ) ( فارسي ) — صفحة 508

مساهمون:

ص٥٠٨
سوگواريم بر مرگ بهترين سواره‌اى * كه بر اسب سوار شود و بكشى بنشيند
و آن كس كه نعلين ساده‌اى مىپوشيد * و آيات قرآنى را تلاوت ميكرد
هنگامى كه در برابر پدر حسين قرار بگيرى * ماه درخشانى را مىبينى كه نور مىپاشد
نه به خدا قسم ، على را فراموش نمىكنم * و نمازش را كه نيكو بود در ميانهء ركوع كنندگان
آيا در ماه حرام بر ما گرد آمديد * و آهنگ جنگ با بهترين مردم را كرديد .
( 1 ) معاويه دستور داد شش هزار دينار به آن بانو بپردازند و او اين مبلغ را گرفت و بيرون رفت « 1 » . معاويه مىخواست با چنين بخششى او را بسوى خود كشاند و از دوستى امير المؤمنين برگرداند ولى كوشش او بىنتيجه ماند . زيرا كسى كه دلش بدوستى على ( ع ) نقش يافته چگونه ميتوان با پول محبتش را تغيير داد و يا وسائل مادى از عقيده‌اش برگردانيد چنان كه دختر ارزندهء ابو اسود دؤلى اين آگاهى مقدس را بدرستى از خود نشان داد ، كه روزى معاويه ظرفى حلوا براى پدرش فرستاد تا او را از دوستى على ( ع ) بازدارد ، دخترك قدرى از آن حلوا برداشت و در دهانش گذاشت پدرش به او گفت : دخترم ، لقمه را بينداز كه زهرآگين است ، اين حلوا را معاويه براى ما فرستاده است تا ما را بفريبد و از دوستى امير المؤمنين و اهل بيت بازدارد . دخترك كه اين سخن را شنيد آگاهى و شناخت حقيقى خود
هامش
( 1 ) - بلاغات النساء ص 27 ، عقد الفريد 1 / 219
حياة الإمام الحسن بن على ( ع ) ( زندگانى حسن بن على ع ) ( فارسي ) — صفحة 508 | فخر الدين حجازى / الشيخ باقر شريف القرشي