از نعمت و آسايش محروم است و دل شكستهء ما را كسى تيمار نمىدارد ، اگر چنين وضعى را دوست مىدارى هرگز از چون توئى شايسته نيست كه خائنان را كمك كنى و ستمكاران را به خدمت گيرى .
( 1 ) معاويه اعتنائى به استرحام آن بانو نكرد و گفت :
- اى زن ، ما خودمان گرفتار كارهاى بزرگى در مرزهاى گسترده و درياهاى بيكران هستيم و فرصتى كه بشما برسيم نداريم .
- سبحان اللّه ، خداوند هرگز حقى براى ما تعيين نكرده كه موجب زيان ديگران باشد و او علام الغيوب است .
- هيهات اى مردم عراق ، پسر ابو طالب شما را آگاهى بخشيده ولى شما نتوانستيد در برابر من پايدارى كنيد و بعد دستور داد تا نيازش را برآورند و بخاندانش بازگردانند « 1 » .
( 2 )
8 - دارميهء حجونى
او از زنان نامدار و نيكوى عرب بود كه به شايستگى و عبادت و قدرت برهان و بحث همه جا شهرت داشت و نسبت به امير المؤمنين محبتى خاص ميورزيد ، وقتى كه معاويه بخلافت رسيد در سفرى كه به حجاز كرد بدنبال او فرستاد و گفت :
- حالت چطور است اى دختر حام ( سياهپوست )
- خوبم ولى من از اولاد حام نيستم و زنى قريشى از بنى كنانهام كه با خاندان تو خويشى دارند .
- راست گفتى ، آيا ميدانى چرا بدنبالت فرستادم ؟
- سبحان اللّه ، چيزى را كه آگاه نيستم چگونه ميدانم .
- بدنبالت فرستادم تا از تو بپرسم چرا على را دوست ميدارى و با من دشمنى و به او محبت و به من عداوت ميورزى ؟
هامش
( 1 ) - بلاغات النساء ص 70 ، عقد الفريد 1 / 215 ، صبح الاعشى