سگان معاويه و حاشيهنشينان درد و اندوهى جانكاه بدل گرفت .
( 1 )
6 - اروى دخت حارث
اروى دختر حارث بن عبد المطلب در شجاعت و ايمان و سخنورى در رديف پيشوايان زنان مسلمان قرار داشت و بدوستى و مهر امير المؤمنين مشهور بود . وقتى كه به پيش معاويه رفت او را آماج تيرهاى سخن خود قرار داد و رنجها و گرفتاريهاى خاندان پيامبر را پس از مرگ آن حضرت بيان داشت و چنين گفت :
« تو ، اى پسر برادرم ، نعمت خدا را سپاس نگفتى و نسبت به پسر عمويت على ( ع ) گستاخى كردى و مقامى را كه شايستهء آن نبودى بدست آوردى و نامى كه سزاوارش نبودى به خود گرفتى ، بدون اينكه خودت و پدرانت در راه اسلام ، رنجى برده باشيد ، شما بدين محمد ( ص ) كفر ورزيديد و خداوند نياكانتان را سرنگون ساخت و چهرهشان را بر خاك ماليد ، تا اينكه حق در مقامش جاى گرفت و كلمهء خدا در استواى برتريش تجلى كرد و محمد ( ص ) بر مخالفانش پيروز شد ، اگر چه مشركان را ناخوش آمد ، و ما خاندان پيامبر در ميان مردمان از همه بيشتر و برتر در بهرهمنديهاى معنوى و مكانت اسلامى قرار داشتيم تا آنكه خداوند پيامبرش را با دامانى پاك بسوى خود فرا خواند و مقام والايش را بركشيد و از او خشنود بود ، پس از آن حادثه . ما خاندان رسول در برابر شما مثل قوم موسى در برابر فرعون بوديم كه پسرانشان را ميكشتند و زنانشان را به خدمت ميگرفتند و پسر عموى پيامبر هم سرنوشتى همچون هارون برادر موسى داشت كه مىگفت ( اى پسر مادرم اين مردم مرا ناتوان كردند و نزديك بود مرا بكشند ) پس از پيامبر خدا ديگر گروهى بسود ما شكل نيافت و برفع گرفتاريهايمان نپرداخت ولى سرانجام