تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حياة الإمام الحسن بن على ( ع ) ( زندگانى حسن بن على ع ) ( فارسي ) — صفحة 500

مساهمون:

ص٥٠٠
نامه‌اى برايش بنويسيد كه با او به عدالت رفتار شود . ( 1 ) سوده گفت اين نامه سفارش دربارهء من تنهاست يا همهء مردم . معاويه گفت تو و ديگران يعنى چه ؟ سوده گفت اگر اين نامه فقط مخصوص من باشد ، چنين سفارشى زشتى و پستى است كه عدالت همگانى نباشد در اين صورت منهم فردى چون ديگرانم . معاويه گفت اين على بن أبي طالب بود كه دشمنى شما را برانگيخت و بشما جرئت و گستاخى داد وقتى كه گفت : اگر بر درهاى بهشت دربان باشم به قبيله همدان ميگويم كه بسلامت داخل شويد . بعد گفت بنويسيد تا نياز خودش و مردمش را برآورند « 1 » . ( 2 )

4 - ام البراء دخت صفوان

ام البراء دختر صفوان بن هلال از بانوان بزرگ و پاكدامنى بود كه به محبت و اخلاص امير المؤمنين شهرتى خاص داشت . او در جنگ صفين مردم جنگجوى مبارز را بجنگ با معاويه برمىانگيخت و چون معاويه روى كار آمد و بشام احضار شد معاويه به او گفت : - چگونه‌اى ، اى دختر صفوان ؟ - خوبم ، اى حاكم مؤمنان - حالت چطور است ؟ - پس از چالاكى ، اكنون ناتوان شده‌ام و نشاطم به كسالت گرائيده است . - به ياد مىآوريم كه در جنگ صفين اين اشعار را ميخواندى :
اى عمرو شمشير رونق‌دار را بگير * و با خشم به حركت آور و سست مباش
هامش
( 1 ) - اعلام النساء 2 / 663 ، عقد الفريد 1 / 211 ، بلاغات النساء ص 30
حياة الإمام الحسن بن على ( ع ) ( زندگانى حسن بن على ع ) ( فارسي ) — صفحة 500 | فخر الدين حجازى / الشيخ باقر شريف القرشي