تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حياة الإمام الحسن بن على ( ع ) ( زندگانى حسن بن على ع ) ( فارسي ) — صفحة 499

مساهمون:

ص٤٩٩
او با حق همراه بود و راه ديگرى نمىجست * و هميشه با حقيقت و ايمان همساز بود .
( 1 ) - اين مرد كه بود ؟ - على بن أبي طالب ( ع ) . - با تو چه كرده كه چنين او را مىستائى ؟ - بين ما و كارگزار او اختلافى رخ داد ، اختلافى بين مردى نيرومند و زنى ناتوان ، من بحضور على ( ع ) رفتم تا از فرماندارش شكايت كنم ، على نماز ميخواند و مرا كه ديد نمازش را سبك كرد و پايان داد . بعد ، از روى مهربانى و نرمى فرمود : آيا حاجتى دارى ؟ من او را از ستم كارگزارش آگاه كردم ، على ( ع ) بگريه آمد و گفت : « خداوندا تو بر من و آنها گواهى كه من هرگز آنها را به ستمكارى بر بندگانت و ترك حقت دستور نداده‌ام » . پس پاره‌اى پوست از جيبش درآورد و بر آن چنين نوشت : « بسم اللّه الرحمن الرحيم ، فرمانهاى روشن خدا براى شما آمده است پس پيمانه و ميزان را بدرستى ايفا كنيد و مال مردم را نابود نكنيد و در روى زمين فساد نورزيد ، آنچه خداوند براى شما باقى گذارده است براى شما بهتر است و من هرگز نميتوانم در برابر كيفر خدا نگهدارتان باشم . ( آيات قران از قول حضرت شعيب ) تا نامهء من به تو رسد آنچه در دست دارى نگه‌دار و بر جاى بمان تا نمايندهء من برسد و از تو تحويل بگيرد و بركنارت كند و السلام » . من نامه را از او گرفتم به خدا قسم نه آن نامه را مهرى زد و نه در هم پيچيد . معاويه از اين عدالت ممتاز بشگفت آمد و به كاتبش گفت :