( 1 )
3 - سوده دخت عماره
سوده دختر عمارة بن اشتر همدانى از زنان نامى عراق بود كه در دامان ايمان و سخنورى پرورش يافته و دوستى على ( ع ) را از پدران بزرگوارش كه بحب على شهرت داشتند بميراث برده بود .
سوده به پيش معاويه رفت تا از ستمهاى كارگزارش شكايت كند وقتى كه وارد شد و معاويه او را شناخت گفت :
تو همان زنى هستى كه در جنگ صفين اين اشعار را ميخواندى :
اى پسر عماره چون پدرت دامان بر ميان ببند * در روز جنگ و روياروئى سپاهيان
على و حسين و يارانشان را يارى كن * و هند و پسرش را بخوارى بينداز
همانا امام برادر محمد ( ص ) رسول خداست * كه پرچم هدايت و منارهء ايمان است
در پيشاپيش سپاه در پشت پرچم او بتاز * و در پرتو شمشيرها و نيزهها به حركت درآى .
- بلى به خدا قسم اين اشعار را من ميخواندم و همچو منى از حق روى برنمىگرداند و دروغ نمىگويد .
- چه چيز ترا به اين كار واداشت ؟
- دوستى على و پيروى حق .
- به خدا قسم من اثرى از على در تو نمىبينم .
- اى خليفه ، سر نابود شد و دنباله بريده شد اكنون آنچه را كه گذشته فراموش كن و به ياد نياور .
- هيهات كه كارهاى برادرت را فراموش كنم ، من هرگز كسى مثل برادر و بستگانت را در دشمنى خويش نيافتم .