كنيد ، همان كس كه از سرشت پيغمبر آفريده شده و از تنهء او شاخه زده ، رازدار اوست و دروازهء شهر دانشش ، دوستيش را نسبت به مسلمانان و دشمنيش را به منافقين اعلام داشته ، اسلام را يارى كرده و بر طبق سنت آن گام برداشته ، از كاميابيهاى جهان گذشته و هوسها را در هم شكسته ، بتها را در هم كوفته و بهنگامى كه همهء مردم مشرك بودهاند خدا را به يگانگى پرستيده و به وقت شك مردم ، خدا را فرمان برده و هميشه در ميدان جنگ پافشارى كرده تا آنكه جنگاوران بدر را كشته و سپاهيان احد را نابود كرده و مهاجمان هوازن را از هم پاشيده است به همين روى تخم كينه در كشتزار جان بنى اميه روئيده و به نفاق و شقاق گرائيدهاند .
من سخنان خود را گفتم و در اندرزگوئى بشما كوشيدم ، توفيق از خداوند است ، سلام و درود خدا بر شما باد » .
( 1 ) رگهاى گردن معاويه از شدت خشم باد كرد و با گفتارى كه آتش غضب از آن برمىخاست گفت :
به خدا قسم ، اى ام الخير ، تو با اين گفتارت آهنگ كشتن مرا داشتى اكنون اگر ترا بكشم گناهى نكردهام .
ام الخير بدون هيچ پروائى در پاسخش گفت :
« اى پسر هند به خدا قسم ، از اين كار تو هرگز ناراضى نيستم زيرا خداوند بدست مردى شقى مرا بسعادت مىرساند .
معاويه گفت هيهات اى زن پرحرف ، حالا بگو نظرت دربارهء عثمان چيست ؟
ام الخير جواب داد باكى ندارم كه بگويم او با ناخشنودى مردم روى كار آمد و با رضايت عمومى كشته شد .
بعد از سخنان ديگرى كه رد و بدل شد معاويه از او درگذشت و آزادش كرد « 1 » .
هامش
( 1 ) - اعلام النساء 1 / 332 ، بلاغات النساء ص 36 ، صبح الاعشى