پدرش در جنگ صفين شعلهء آتشى بود * كه بر ما زبانه زد ما هم نيزههاى تيز را بر او افكنديم « 1 »
معاويه ، عبد اللّه را در ترس و هراس نگه داشت در صورتى كه او گناهى جز دوستى امير المؤمنين ( ع ) نداشت و چنين محبتى را پسر هند از بزرگترين گناهان ميدانست و بعضى تواريخ تصريح كردهاند كه معاويه عبد اللّه را نبخشيد و او را در تاريكى زندان بحبس انداخت .
( 1 )
3 - عبد اللّه بن خليفهء طائى
عبد اللّه به دوستى و اخلاص نسبت به امير المؤمنين ( ع ) شهرت داشت ، او وقتى كه امام عازم بصره بود بحضورش رسيد و به امام عرضه داشت :
« سپاس خدائى را كه حق را به اهلش بازگردانيد و در جايگاهش قرار داد و اگر گروهى از اين پيروزى ناراحتند به خدا قسم كه با محمد ( ص ) به ستيز پرداخته و بجنگ پيامبر برخاستهاند ، خداوند هم فريبشان را بخودشان بازميگرداند و به گرفتاريهاى سوء دچارشان مىسازد ، به خدا قسم كه همراهت همه جا مىجنگم تا حق پيامبر را نگهبانى كنم » « 2 » .
سخنان عبد اللّه ، دليل روشنى بر آگاهى دينى و پاكى روح او بود كه درست مىانديشيد و ايمانى استوار و عقلى سليم داشت و در نزد امام منزلتى خاص را حائز بود و امام در كارهاى بزرگ با او مشورت ميفرمود « 3 » .
در فاجعهء قتل حجر ، عبد اللّه از ياران وفادار او و مخالفان سياست بنى اميه و همگام انقلاب بر ضد آنها بود ، پس از آنكه زياد ، حجر و يارانش را دستگير كرد بمأمورينش دستور داد تا عبد اللّه را نيز
هامش
( 1 ) - مروج الذهب 2 / 312 - 314 و شرح ابن ابى الحديد
( 2 ) - فوائد ، چاپ شده در حاشيهء تعليقات ص 202
( 3 ) - همان مأخذ