تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حياة الإمام الحسن بن على ( ع ) ( زندگانى حسن بن على ع ) ( فارسي ) — صفحة 458

مساهمون:

ص٤٥٨
او همچنين از ياران برگزيدهء امير المؤمنين و اصحاب وفادار و راستينش بود و امام درباره‌اش چنين دعا كرد « خدايا دلش را به نور تقوى روشن گردان و راه راستت را به او بنما » « 1 » . امام هميشه به تجليل و بزرگداشت عمرو ميپرداخت و او را بر ديگر يارانش مقدم ميداشت و روزى به او فرمود : « اى كاش در سپاه من صد نفر مانند تو بودند » . ( 1 ) رشيد در بيان وفاداريش نسبت به امام چنين عرضه داشت : « اى امير المؤمنين ، به خدا قسم ترا براى دنيا و مقامى كه در پيشگاهت دارم دوست نميدارم بلكه به جهت پنج امتياز بزرگى كه دارى به تو مهر ميورزم ، تو نخستين كسى هستى كه ايمان آوردى و پسر عموى پيامبر خدائى و در ميان مهاجر و انصار از همه برتر و بزرگترى ، تو همسر فاطمه دخت پيامبر و پدر ذريهء باقيمانده از رسول خدائى ، اگر من از كوههاى بلند و استوار بالا روم و از درياهاى مواج و پهناور بگذرم ، تا دشمنت را خوار سازم و حجت تو را بيان دارم ، از حق فراوانى كه تو بر عهدهء من ندارى فقط اندكى را بجا آورده‌ام » « 2 » سخنان عمرو ، گوياى ايمان راستين و اعتقاد استوار و دوستى خالصانه‌اش نسبت به امير المؤمنين بود ، محبت بىشائبه‌اى كه خشنودى خدا و سعادت آخرت را در آن ميجست . چون زياد بحكومت كوفه رسيد و بتعقيب و كشتار بزرگان شيعه پرداخت ، عمرو از هراس كشتار بيرحمانهء زياد به همراهى رفاعة بن شداد بمدائن گريخت و چندى در آنجا بسر برد و بعد هر دو بجانب موصل فرار كردند و پيش از آنكه بموصل برسند در كوهستانى فرود آمدند تا اندكى بياسايند ، خبر به بلتعة بن ابى عبد اللّه كه عامل معاويه بود رسيد و فهميد
هامش
( 1 ) - سفينة البحار 2 / 360 ( 2 ) - تعليقات ص 246