ما را مىكشند تا حكومتشان پايدار بماند و آنها بر پسر عموهاى ما ميتازند و آنها را مىكشند . »
قتل حجر يكى از حوادث بزرگى بود كه به اسلام ضربتى بزرگ نواخت و عموم عرب را سوگوار و داغدار ساخت . معاويه خودش هم در عظمت اين جنايت شكى نداشت و هميشه شبح حجر در برابر ديدگانش بهنگام تنهائى ظاهر مىشد و ترسى شديد او را فرا ميگرفت و هنگامى كه در بستر مرگ افتاده بود او را به ياد مىآورد و ميگفت :
« واى بر من از قتل حجر » و همچنين مىگفت : « روز محاكمهء من دربارهء قتل ابن الادبر ( حجر ) بسيار دراز خواهد بود » و اين سخن را سه بار تكرار ميكرد « 1 » .
بايد هم روز محاكمهء معاويه در پيشگاه خداوند دربارهء قتل حجر و يارانش دراز و هولناك باشد همان شهيدان ارجمندى كه بندگان با ايمان و شايستهء خدا بودند و معاويه خونشان را ريخته بود بدون اينكه گناهى كرده باشند و تنها جرمشان بعقيدهء دستگاه بنى اميه دوستى خاندان پيامبر بود .
در اينجا داستان دردناك شهادت حجر و يارانش پايان مىيابد و اكنون بشرح حال ديگر شهيدان ميپردازيم .
( 1 )
رشيد هجرى
رشيد هجرى از پيشگامان و چهرههاى روشن رجال اسلام بود و در پارسائى و دانش و برترى شهرتى عظيم داشت . او در مدرسهء امير المؤمنين تربيت يافته و دانش فراوانى از آن حضرت كسب كرده بود و امام او را ( رشيد البلايا ) مىناميد ، دخترش قنو مىگفت : از پدرم شنيدم كه گفت :
هامش
( 1 ) - تاريخ طبرى 6 / 156