تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حياة الإمام الحسن بن على ( ع ) ( زندگانى حسن بن على ع ) ( فارسي ) — صفحة 439

مساهمون:

ص٤٣٩
( 1 ) گروهى از مؤمنان در اين گيراگير نزاع جمع شدند و نگذاشتند كه سربازان زياد حجر را دستگير كنند ، قيس بن فهدان كندى كه سخنورى زبردست بود و همه جا با سخنان شورانگيزش از حجر حمايت ميكرد در آن معركه بسخن ايستاد و آتش انقلاب و حماسه را در جان مردم كوفه برانگيخت و حجر و يارانش را به ايمان و مردانگى ستود و اين اشعار را در حمايت و يارى حجر بگونهء رجز بر مردم خواند :
اى ياران حجر حمله كنيد و دفاع كنيد * اكنون از برادرتان و بجنگيد
نگذاريد خوار كننده‌اى حجر را بگيرد * آيا در ميان شما تيرانداز و نيزه‌دارى نيست
و سوارهء نقابدار و پياده‌اى * و شمشير زنى كه از معركه بيرون نرود ؟
حجر و يارانش سنگر گرفتند و زياد كه نتوانست بر آنها دست يابد بوحشت افتاد و ناگزير بزرگان كوفه و اشراف و سرشناسهائى را كه هميشه براى رسيدن بهدف خود از آنها كمك ميگرفت جمع كرد و به آنها گفت : « اى مردم كوفه آيا شما با دستى پيش ميكشيد و با دست ديگر پس ميزنيد پيكرهاتان با من است و دلهاتان با حجر پرخاشجوى نادان رانده شده ، شما با من هستيد ولى برادران و پسران و قبيله‌تان از حجر حمايت مىكنند . به خدا قسم اين دليل فريب و نفاق شماست ، به خدا قسم يا برائت خود را بايد ثابت كنيد يا گروهى را بسر شما مىآورم تا كجىهاى شما را راست كنند » . بزرگان فرومايهء كوفه در برابر زياد ابراز اطاعت كردند و به او گفتند « پناه بخداى پاك اگر ما جز فرمانبردارى تو و امير المؤمنين معاويه انديشه‌اى در سر داشته باشيم ما چيزى جز خشنودى تو نميخواهيم و اگر ميخواهى اطاعت ما را نسبت بخودت بدانى و