بر سياست كور معاويه كه حيات تودهء اسلام را تهديد ميكرد وارد سازد ، ( 1 ) معاويه زندگى اجتماع مسلمان را بمخاطره افكنده بود و مىكوشيد كه براى نابودى اسلام ، دوباره آئين سياه دوران جاهلى را زنده كند و بناى كفايت و عظمت اسلامى را در هم كوبد و به احتكار منابع مادى و غارت روزى مردم بپردازد و جامعه را دچار وحشت و ترور و پراكندگى سازد و پس از بىنيازى نيازمندشان كند و بعد از عزت اسلامى خوارشان نمايد و آزادى همهجانبهء اسلامى را از آنها بگيرد و به بردگيشان كشاند و بىپروا به ارتكاب زشتيها و تبهكاريهاى ضد انسانيش بپردازد .
حجر و ياران برگزيدهء با ايمانش ديدند سكوت در برابر اين ناروائيها و پرخاش نكردن بر ضد اين سياست تبهكارانه موجب پيروزى باطل و گسترش زشتكاريها و نابودى حق و ايمان مىشود و بر هر مسلمانى كه حقيقت اسلام را فهميده واجب است كه روش پيامبر را پيروى كند و با ستمكاران و خودكامگان و دشمنان مردم بستيز برخيزد .
حجر از جمله كسانى بود كه حقايق اسلام را فهميده بود و هدفهاى والايش را مىشناخت و به ارزندگيهاى اسلام احاطهاى كامل داشت زيرا او شاگردى راستين در مدرسهء تعليمات پيامبر بود و از مكتب آموزشهاى على ( ع ) درس ايمان و جهاد آموخته بود در اين صورت چگونه ميتوانست ناروائيهاى معاويه را تحمل كند و با ستمگريهاى معاويه و يارانش بستيز برنخيزد و با بدعتها و - هوسرانيهاى آنها نجنگد ؟
حجر ديد كه مغيره در مسجد كوفه بمنبر رفته و در ضمن گفتارش امير المؤمنين ( ع ) را دشنام ميدهد ، ديگر خاموشى را جايز ندانست و روى به حاكم كوفه كرد و گفت « خداوند ميفرمايد همگى عدالت را
حياة الإمام الحسن بن على ( ع ) ( زندگانى حسن بن على ع ) ( فارسي ) — صفحة 436
مساهمون: فخر الدين حجازى
ص٤٣٦