برپاى داريد و در پيشگاه خدا بحقيقت گواهى دهيد ، اى مغيره من گواهى مىدهم كه آنها كه شما به آنها دشنام ميدهيد ، به برترى و حقيقت شايستهترند و آن كس كه خود را بدروغ پاك مىشمارد سزاوار ناسزا است » .
( 1 ) ياران حجر هم برخاستند و با فرياد گفتار او را تأييد كردند مغيره به حجر رو كرد و گفت :
« اى حجر بدست خودت بسوى خويش تير مىافكنى زيرا من بر تو فرمانروايم ، اى حجر از خشم پادشاه بترس و از قدرت و انتقام او پروا كن مگر نمىبينى كه همانندان فراوان تو بخشم سلطان كشته شدهاند ؟ » ولى حجر از پرخاش و اعتراض خود هرگز بازنمىايستاد و سياست سياه بنى اميه را همه جا و همهگاه محكوم ميكرد تا اينكه گروهى از دار و دستهء چاپلوس حكومت كوفه ، مغيره را به قتل حجر تحريك كردند ولى مغيره پيشنهادشان را نپذيرفت و گفت « هرگز نميخواهم نخستين كسى باشم كه نيكمردان اين شهر را بكشم و خونشان را بريزم و آنها به سعادت شهادت نائل آيند و من بشقاوت افتم و معاويه در دنيا عزيز شود و مغيره در آخرت خوار گردد » . ولى رازداران و جاسوسان مغيره در قتل حجر پافشارى ميكردند و مغيره را به اين كار واميداشتند تا اينكه مغيره به صورت يك منافق زيرك و آگاه به آنها گفت :
- من او را حتماً مىكشم .
- چگونه او را ميكشى .
- پس از من حاكم ديگرى به كوفه مىآيد و حجر او را هم مانند من مىپندارد و به همين پرخاشگريهايش ادامه ميدهد ولى آن امير سختگير در اولين وهله او را ميگيرد و ببدترين وضعى او را مىكشد .
حياة الإمام الحسن بن على ( ع ) ( زندگانى حسن بن على ع ) ( فارسي ) — صفحة 437
مساهمون: فخر الدين حجازى
ص٤٣٧