و بعد رو بمردم كرد و گفت : آيا خوب كنايه زدم ؟ « 1 » .
( 1 ) حافظ سيوطى ميگويد : در روزگار بنى اميه بر هفتاد هزار منبر ، على ( ع ) را لعن ميكردند زيرا معاويه اين كار را سنت قرار داده بود . در اين باره علامه احمد حفظى مصطفى شافعى در اشعارش ميگويد :
شيخ سيوطى حكايت مىكند كه * دشنام به على را سنت قرار داده بودند
و بر هفتاد هزار و ده منبر * به على ( ع ) دشنام ميدادند
و مردان بزرگى در برابر اين ناسزاگوئى * دشنامدهندگان را تحقير و سرزنش ميكردند
« 2 » .
مردم نادان و عامى هم كه ميديدند بنى اميه به اين كار علاقهاى فراوان دارند و بهترين وسيله براى نزديكى بدرگاه آنها دشنام و انتقامجوئى امام است بدين وسيله راه تقربى بدستگاه بنى اميه مىجستند چنان كه مردى فرومايه به نزد حجاج آمد و گفت :
« اى امير ، پدر و مادرم به من ستم كردند و نام مرا على گذاشتند و من مردى مستمند و بيچارهام و بجايزهء امير نيازمندم » . حجاج از اين سخن خوشش آمد و خنديد و به او گفت :
بوسيله خوبى متوسل شدى ، اكنون فرمانروائى فلان ناحيه را به تو مىبخشم « 3 » .
دشنام به امير المؤمنين در همهء سرزمينهاى اسلامى رواج يافت ولى مردم سجستان از اين كار سر پيچيدند و جز يك بار بر منبر آنجا اين كار صورت نپذيرفت و هر چه بنى اميه پافشارى كردند آنها نپذيرفتند
هامش
( 1 ) - النصائح ص 80
( 2 ) - النصائح ص 79
( 3 ) - النصائح و شرح ابن ابى الحديد 1 / 356