( 1 ) سوگند بخدائى كه محمد ( ص ) را به حق برانگيخت هر كس در حق ما خاندان پيامبرى كوتاهى كند خداوند از ميزان عملش ميكاهد و دولت معنوى و حقيقى شايستهاى كه بما بخشيده است سرانجامى پرفيض و سعادت را همراه دارد و شما مردم در آتيهاى نزديك بچنين حقيقتى آگاه خواهيد شد .
سپس ، امام بمعاويه رو كرد و به او در برابر ناسزاگوئى به على ( ع ) چنين پاسخ داد :
اى كسى كه به پدرم على دشنام ميدهى ، من حسنم و پدرم على ( ع ) است و تو معاويهاى و پدرت صخر است . مادر من فاطمه ع و مادر تو هند است و نياى من پيامبر خدا و جد تو عتبة بن ربيعه است و مادربزرگ من خديجه و مادربزرگ تو فتيله است
لعنت خداى بر آن كس كه شهرتش از ما كمتر و نژادش از ما پستتر است و شرش در گذشته و حال فراوانتر و كفر و نفاقش پيشينهدارتر است .
ناگهان از همه سوى جمعيت فرياد برآمد آمين ، آمين
و هر كس اين سخن را شنيد گفت آمين ، آمين و ما هم اكنون مىگوئيم آمين ، آمين »
اين رساترين سخنانى است كه تاريخ به ياد دارد زيرا امام روشنترين حقايق را در قالب فصيحترين الفاظ بيان فرمود و موقعيت خود را در آن هنگامهء سياه با دقيقترين وضعى نشان داد و پيوست اين حادثه را با ستمى كه بر پدرش على ( ع ) رفت تشريح كرد و همهء اين گناهان را بعهدهء كسى انداخت كه پس از پيامبر ، بناحق جامهء خلافت را پوشيد و كار را به جائى رسانيد كه اكنون معاويه چنين پايگاه شامخى را به ستم بچنگ آورد .
حياة الإمام الحسن بن على ( ع ) ( زندگانى حسن بن على ع ) ( فارسي ) — صفحة 321
مساهمون: فخر الدين حجازى
ص٣٢١