متن گفتار امام
( 1 ) « ستايش خداى راست ، آنچنان كه هر ستايشگرى او را بستايد و گواهى مىدهم كه خدائى جز او نيست همچنانكه هر گواهى به يگانگى او شهادت ميدهد و گواهى مىدهم كه محمد ( ص ) بنده و فرستادهء اوست كه خدايش براى هدايت مردم فرستاد و او را بر وحى خويش امين دانست ، درود خدا بر او و خاندانش باد .
اما بعد ، به خدا قسم اميدوارم كه بلطف و منت خداوندى نسبت به بندگان خدا از هر كس در نصيحت و اندرز صادقتر باشم و كينهء مسلمانى را بدل نگيرم و انديشهء بدى بر زبان مردم در سر نپرورانم ، بدانيد كه اتحاد و همآهنگى اگر چه آن را ناخوش داريد براى شما از پراكندگى و تفرقه هر چند كه خواهان آن باشيد بهتر است .
بدانيد كه من بمصالح شما از خود شما آگاهترم پس با رأى من مخالفت نكنيد ، خداوند من و شما را بيامرزد و به آنچه محبت و رضايتش در آن است راهنمائى فرمايد « 1 » . آنگاه رو به انبوه مردم كرد و گفت :
اى مردم ، دقيقترين زيركى تقوى است و نابخردانهترين بىخردى ، گناه و نافرمانى است ، به خدا قسم اگر در بين جابلق « 2 » و جابرس « 3 » ( منظور شرق و غرب جهان است ، م ) بدنبال مردى
هامش
( 1 ) - ارشاد مفيد ص 169
( 2 ) - جابلق بر وزن با درد به روايت ابن عباس ناحيهاى دور در مغرب است و مردم آن از فرزندان عادند ( المعجم 3 / 32 )
( 3 ) - جابرس شهرى در دورترين ناحيهء مشرق است و يهوديان عقيده دارند كه فرزندان پيامبرشان حضرت موسى در جنگ طالوت و يا حملهء بخت النصر ، از برابر دشمن فرار كردند و خداوند كه وضع آنها را چنين ديد در اين سرزمين آنها را فرود آورد بطورى كه دست هيچكس به آنها نمىرسيد و زمين در زير پايشان گرديد تا به جابرس رسيدند كه طول شب و روزشان مساوى بود و در همانجا اقامت گزيدند و كسى تعداد آنها را جز خداوند نمىدانست و اگر يك نفر از يهوديان ميخواست به پيش آنها برود او را مىكشتند و مىگفتند به نزد ما نيامدى مگر اينكه سنتت فاسد شده باشد و به همين جهت خون او را حلال مىدانستند ( المعجم 3 / 33 )