( 1 )
1 - عمل بكتاب خدا
امام با ارائهء چنين شرطى ، ميدان را براى معاويه خالى نگذارد تا هر گونه كه بخواهد بر مسلمانان حكومت كند بلكه او را ملزم ساخت كه بايد در سياست خود و كارگزارانش فرمان خدا و سنت پيامبر را رعايت كند و چنانچه مىدانست كه معاويه در پرتو تعليمات قرآن و در مسير فرامين اسلامى حركت مىكند هرگز چنين شرطى را مقرر نمىداشت و آن را از مهمترين شرايط صلح بشمار نمىآورد .
( 2 )
2 - مسأله جانشينى
امام در پيمان صلح ، مسئلهء بسيار مهمى را مطرح فرمود و به انتقال خلافت اسلامى پس از مرگ معاويه توجهى دقيق كرد و معاويه را ملزم ساخت كه جانشينى براى خود انتخاب نكند و خلافت را پس از خود به امام و برادرش حسين ( ع ) واگذارد . و به گفتهء بعضى مصادر تاريخى ، خلافت را پس از خود بتعيين شوراى مسلمانان بسپارد در هر دو صورت امام خواست است كه خلافت به پايگاه والاى حقيقى خود بازگردد و پيشنهاد چنين شرطى بدان جهت بود كه امام از روش سياه معاويه به خوبى آگاهى داشت و مىدانست كه معاويه خلافت را به صورت پادشاهى جابرانهاى در مىآورد و آن را در خاندان تبهكار خود موروثى مىسازد و هدف امام اين بود كه مردم را بچنين واقعيت تلخى آگاه سازد و بيدارشان گرداند تا در صورت اجراى چنين تصميم شومى بر ضد او بشورند .
( 3 )
3 - امنيت همگانى
از شرايط مهمى كه امام به اجراى آن اهتمامى خاص داشت گسترش امنيت و ايجاد آسايش و رفاه بين همهء مسلمانان در هر نژاد و قوميت بود و از مهرورزى گرم و روشن امام نسبت بجامعهء اسلامى