( 1 ) اما شرايطى كه شرحش گذشت همگى جز دو شرط مورد قبول ماست يكى اينكه امام درخواست كرده باشد كه موجودى بيت المال كوفه به او واگذار شود ديگر آنكه بخواهد تا هر ساله براى او و برادرش حسين « ع » حقوقى ساليانه قائل شوند .
دربارهء شرط اول بايد گفت كه چنين پيشنهادى كاملا از واقعيت بدور است زيرا بيت المال كوفه و موجودى آن در اختيار شخص امام بود و بهر نحو كه ميخواست در آن تصرف ميكرد و مانعى در برابر نداشت در اين صورت لزومى نداشت كه از معاويه بخواهد كه اين اموال در اختيار او قرار گيرد ، ديگر آنكه بيت المال كوفه موجودى فراوانى نداشت زيرا سياست اهل بيت هميشه ايجاب ميكرد كه موجودى بيت المال فوراً به مصرف مصالح مسلمين برسد .
شرط ديگر هم بعيد به نظر ميرسد زيرا امام هرگز نياز و احتياجى بمال معاويه نداشت و اگر همچنين شرطى از طرف امام پيشنهاد شده باشد مانعى براى امام ندارد ، زيرا گرفتن حق مسلمانان از فرمانروايان ستمكار كارى لازم است چنان كه در اين باره بتفصيل در پاسخ به اعتراض بمسئلهء سفر امام بدمشق سخن خواهيم گفت و بگفتهء بعضى مورخان ، اين دو شرط را معاويه در مراحل نخستين صلح تعهد كرده و ديگر مورخين ، چنين شرايطى را از جانب امام دانستهاند .
بهر حال هدف از شرايطى كه امام در قبول صلح ارائه فرمود ، ايجاد امنيت همگانى براى مسلمانان و دعوت آنها به بيدارى و رهائى از استبداد بنى اميه بود و همچنين نشان ميداد كه امام همچنان حق شرعى خود را كه خلافت اسلامى است براى خود ثابت مىداند و معاويه را مردى غاصب مىشمارد و هيچگاه از حق مسلم امامت خود چشم نمىپوشد . اينك شرايط صلح را بدين شرح بررسى مىكنيم :
حياة الإمام الحسن بن على ( ع ) ( زندگانى حسن بن على ع ) ( فارسي ) — صفحة 291
مساهمون: فخر الدين حجازى
ص٢٩١