كرده است « 1 » .
( 1 ) 2 - گروهى از جمله طبرى و ابن اثير ، جريان را به گونهاى ديگر آوردهاند كه خلاصهء آن چنين است :
امام نامهاى بمعاويه نوشت و شرايطى براى صلح پيشنهاد كرد كه چنانچه آنها را بپذيرد و اجرا كند صلح برقرار شود و گرنه پذيرفته نشود ، معاويه نامهء امام را گرفت و پيش خود نگه داشت .
پيش از رسيدن اين نامه ، معاويه نامهء سفيد امضائى براى امام نوشته بود تا هرگونه شرايطى را كه براى صلح ميخواهد در آن بنويسد و امام در اين نامهء سفيد شرايط بيشترى مرقوم داشت و آن را نزد خود نگه داشت و چون خلافت به معاويه رسيد امام از او خواست كه به شرايط اخير صلح رفتار كند ولى معاويه گفت ، من همان شرايطى را مىپذيرم كه طى نامهء پيشين مقرر داشته بودى و امام حسن ( ع ) فرمود بايد طبق پيمانى كه بستى و تعهدى كه كردى همهء شرايطى را كه پذيرفتهاى اجرا كنى ، در اين مورد اختلافى پديد آمد ولى معاويه به هيچكدام از شرايط صلح وفا نكرد « 2 » .
در اين روايت هيچگونه اشارهاى بشرايط امام در مرحلهء نخستين و شرايط ديگر آن حضرت در نامهء سفيد امضاء ، نشده است فقط ابو الفداء در تاريخ خود به شرايط نخستين امام اشاره مىكند و ميگويد :
« حسن ( ع ) نامهاى به معاويه نوشت و براى صلح شرايطى قائل شد و گفت اگر اين شرايط را بپذيرى من سخنت را مىشنوم و فرمان ميبرم ! ! معاويه هم اجابت كرد . پيشنهاد حسن ( ع ) اين بود كه موجودى بيت المال كوفه به او واگذار شود و ماليات دارابگرد از نواحى فارس متعلق به او باشد و هرگز معاويه على ( ع ) را دشنام ندهد . معاويه حاضر نشد كه از دشنام على ( ع ) دست بردارد ، امام از او خواست
هامش
( 1 ) - الفتنة الكبرى 2 / 200
( 2 ) - الكامل 3 / 205 ، طبرى 6 / 93