( 1 ) مورخان در شناخت نخستين كسى كه به پيشنهاد صلح مبادرت كرد اختلافى فراوان دارند ، ابن خلدون و جمعى از مورخان عقيده دارند كه امام حسن ( ع ) پس از پراكندگى سپاهيانش پيشنهاد صلح كرد « 1 » و گروهى ديگر مىگويند پس از آنكه سرداران سپاه امام ، نامههائى بمعاويه نوشتند و آمادگى خود را براى تسليم شدن بحكومت شام اعلام كردند معاويه نامهاى به امام نوشت و خواهان صلح گرديد « 2 » .
سبط جوزى مىگويد : معاويه نامهاى محرمانه به امام نوشت و تقاضاى صلح كرد و امام نپذيرفت ولى بالاخره ناگزير شد آن را بپذيرد « 3 » .
ولى گمان غالب اين است كه معاويه پيشنهاد صلح كرد ،
هامش
( 1 ) - تاريخ ابن خلدون 2 / 186 و در اصابه آمده است كه چون امام بوسيلهء خنجر مجروح گرديد عمرو بن سلمهء ارحبى را به پيش معاويه فرستاد و شرايط صلح را به او اعلام فرمود و در كتاب الكامل 3 / 205 آمده است كه چون سپاهيان امام پراكنده شدند امام طى نامهاى بمعاويه ، از او تقاضاى صلح كرد ، ابن ابى الحديد هم در 4 / 8 همين خبر را آورده است .
( 2 ) - ارشاد ص 170 ، كشف الغمه ص 206 و مقاتل الطالبيين ص 26
( 3 ) - تذكرة الخواص ص 206 و حاج احمد افندى در كتاب فضائل الاصحاب ص 157 مىنويسد : ممكن است هر دو خبر را به اين طريق درست دانست كه اول معاويه نامهاى در اين باره به امام نوشته و بعد امام شرايط صلح را بيان فرموده است . وى نام بعضى مآخذ تاريخى را هم در كتاب خود آورده است . يعقوبى در 2 / 192 تاريخ خود مىنويسد : وقتى كه امام ديد سپاهيانش پراكنده شدند و توانائى جنگ ندارد با معاويه صلح كرد و ديگران همچنين نوشتهاند .