بر فراش بندگان ثقيف به دنيا آمد و تو گمان ميكنى كه او پسر پدر تو است در صورتى كه پيامبر فرمود ، فرزند به بستر زناشوئى متعلق است و زناكار بايد سنگسار شود ، تو سنت پيامبر را كنار گذاشتى و از هوس خودت پيروى كردى و راه هدايت خدا را نپيمودى » . « 1 »
( 1 )
3 - يونس بن عبيد
يونس بن عبيد از جمله كسانى بود كه در آن هنگامهء زشت حضور داشت و همهء بخشهاى اين نمايشنامه سياه را ديد و به اعتراض معاويه برخاست و اقدام او را زشت شمرد و گفت :
« اى معاويه ، پيامبر فرمود كه فرزند به بستر ازدواج وابسته است و زناكار بايد سنگسار شود و تو فرمان دادى كه فرزند به زناكار متعلق است و با كتاب خدا مخالفت كردى و از سنت پيامبر كنار رفتى و شهادت ابو مريم را در مورد زناكارى ابو سفيان پذيرفتى » .
معاويه خشمگين شد و او را بمرگ تهديد كرد و گفت :
« اى يونس خاموش باش و گرنه به خدا قسم چنانت بپرواز آورم كه بازگشتت آسان نباشد .
يونس گفت مگر نه اين است كه سير ما بسوى خداست ، در اين صورت آنچه ميخواهى بكن .
معاويه گفت ، آرى « 2 » .
( 2 )
4 - عبد الرحمن بن حكم
اين ناخشنودى و تنفر حتى بنى اميه را هم در بر گرفت و به معاويه شديداً اعتراض كردند ، چنان كه عبد الرحمن بن حكم به همراه گروهى از بنى اميه به نزد معاويه آمد و به او گفت :
« تو در راه خود خواهى خودت ما دودمان بنى عاص را خوار
هامش
( 1 ) - رجال كشى ص 33
( 2 ) - مروج الذهب 2 / 1311