( 1 )
1 - امام حسن ( ع )
امام حسن ( ع ) نامهاى براى زياد نوشت و زشتى اين كار ننگين را براى او بيان داشت و اعلام كرد كه اسلام به هيچوجه چنين كارى را نمىپذيرد ، متن نامه چنين است :
« از حسن ع فرزند فاطمه ( ع ) به زياد پسر سميه ، اما بعد ، پيامبر فرمود ، فرزند به فراش زناشوئى وابسته است و زناكار بايد سنگسار شود و السلام » « 1 » .
همچنين ، امام در حضور معاويه و عمرو عاص و مروان بن حكم به زياد گفت :
« اى زياد ترا با قريش چه نسبت است ؟ من براى تو موقعيت درستى نمىشناسم ، نه شاخهء رويائى دارى ، نه پيشينهء ثابتى و نه خانوادهء بزرگوارى ، بلكه مادرت زنى روسپى بود كه مردان قريش و بدكاران عرب با او رابطه داشتند و وقتى كه به دنيا آمدى عرب براى تو پدرى نمىشناخت تا اينكه اين معاويه پس از مرگ پدرش ادعاى برادريت را كرد ، تو چه افتخارى دارى ؟ براى تو بدكارى سميه بس است و براى ما افتخار پيوند پيامبر كافى است » . « 2 »
( 2 )
2 - امام حسين ( ع )
حضرت سيد الشهداء ، امام حسين ( ع ) وقتى كه ديد معاويه دارد بنيانهاى اسلامى را در هم مىكوبد چهرهاش از شدت خشم برافروخت و براى معاويه نامهاى نوشت و تبهكاريهايش را برشمرد و به استلحاق زياد اعتراض فرمود . متن نامه در اين باره چنين است :
« آيا تو نيستى كه مدعى برادرى با زيادى ، زياد پسر سميه كه
هامش
( 1 ) - شرح ابى الحديد 4 / 73
( 2 ) - المحاسن و المساوى بيهقى 1 / 58