بهر حال ، بزرگترين خطر و مصيبتى كه در روزگار معاويه به مسلمانان وارد آمد ، جعل احاديث و رواياتى بود كه بفرمان او ساخته و منتشر شد و پراكندگيها و اختلافاتى فراوان براى مسلمانان فراهم آورد و بدون شك چنين اقدامى ، از بزرگترين جرائم و جنايات معاويه به حساب مىآيد .
( 1 )
13 - استلحاق زياد
پيامبر فرمود ، ( فرزند ، متعلق به بستر همخوابگى است و زناكار را بايد سنگسار كرد ) ولى معاويه سخن پيامبر را بدون هيچ بيم و پروائى به ديوار زد و براى استوارى بنيان حكومت و پايدارى قدرتش ، گفتهء رسول خدا را وارونه كرد و به آشكار حكم پيامبر را رد كرد و طبق رسم ننگين جاهليت ، زياد بن أبيه را به برادرى خود ملحق ساخت .
خداوند در قرآن ميفرمايد ( آيا بدنبال رسم جاهليت ميرويد ؟
چه كسى فرمانش از حكم پروردگار براى يقينآوران نيكوتر است ؟ ) « 1 »
ولى معاويه ، رسم و حكم جاهليت را پذيرفت و سنت مردود و مردهء آن دوران سياه را زنده كرد و زياد بن أبيه را كه فرزند زنى بدكاره بود به برادرى خود ملحق ساخت ، سميه زنى روسپى بود كه در طائف پرچم فاحشگى بر بالاى خانهاش برافراشته بود و به حارث ابن كلده از درآمدش ماليات مىپرداخت « 2 » .
هامش
( 1 ) - سورهء مائده آيهء / 50
( 2 ) - حارث بن كلدة بن عمر ثقفى از پزشكان و شاعران مشهور عرب بود ، اين شعر از اوست :من كه تو را برگزيدم از آگاهى قبلى نبود * و نه به اميدى و از اشتباه نگاهىچون غريقى بودم كه در موج سيل مىپنداشت * در آب كمى فرو رفته وقتى كه باران بر او مىباريد