بشير عدوى « 1 » به پيش ابن عباس آمد و خواست حديثى از پيامبر نقل كند ولى ابن عباس بسخنش گوش نداد و به او نگاه نكرد و با تحقير و توهين روبرويش كرد ، بشير گفت :
« چرا نميخواهى حديثى از من بشنوى ؟ من از پيامبر برايت حديث ميگويم تو به آن گوش نمىدهى ؟ »
( 1 ) ابن عباس با ابراز تنفر گفت :
« ما وقتى كه مىشنيديم كسى از پيغمبر حديثى ميگويد ، گوشها و چشمهايمان متوجه او مىشد و گفتارش را مىشنيديم ولى از وقتى كه مسلمانها دچار خوارى و دشوارى شدهاند تا كسى را نشناسيم بسخنش گوش نمىدهيم « 2 » » .
مسلمانان بنا بگفتهء ابن عباس دچار خوارى و دشوارى شدند و براههائى رفتند كه از راه راست ايمان جدا بود آنها پروائى از دروغ بستن به خدا نداشتند و تهمت به پيامبر را گناه نمىدانستند و در اين صورت ترديد در اين گونه روايات ، ضرورى بود . فاجعهء بزرگى كه مسلمانان به آن گرفتار شدند و در معرض آزمايشى سخت قرار گرفتند اين بود كه حديثهاى ساختگى بدست نويسندگان و راويان مورد اعتماد رسيد و آنها همچنين رواياتى را در كتابهاى خود آوردند و بدون شك اگر بواقعيت آنها آگاه بودند مسلما آنها را مىانداختند و تبرى مىجستند و در كتاب خود نمىآوردند چنان كه مدائنى از جاعلين حديث در روزگار بنى اميه سخن ميگويد و ما عين كلام او را در اينجا مىآوريم :
« احاديث ساختگى فراوان و بهتانهاى شايع ، در همه جا
هامش
( 1 ) - بشير بن كعب بن ابى الحميرى عدوى كه عامرى هم گفته مىشود طبق گفتهء ابن سعد از مردم بصره است و بقول او ان شاء الله مورد اعتماد است و نسائى هم او را معتمد دانسته است ( تهذيب التهذيب 1 / 471 ) و ما نميدانيم چگونه مورد اعتماد است كه ابن عباس از او روى گردانيده است .
( 2 ) - فجر الاسلام ص 258 و كتابهاى ديگر