تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حياة الإمام الحسن بن على ( ع ) ( زندگانى حسن بن على ع ) ( فارسي ) — صفحة 153

مساهمون:

ص١٥٣
برآمدند و بناگهان بر امير المؤمنين ( ع ) حمله بردند و در محراب پرستش بخونش كشيدند ، همين سوء قصد را نسبت به امام حسن ( ع ) هم انجام دادند و با دشنه‌اى رانش را در هم شكافتند و حكم بتكفيرش دادند . بدبختانه تعداد آنها در ميان سپاه امام فراوان بود و بنا بنوشتهء كتب تاريخ ، اكثريت لشكريان عراق را همين خوارج تشكيل ميدادند « 1 » . ( 1 ) و اين دو حزب كه بر سپاه عراق چيرگى داشت همهء نيروهايش را براى ايجاد تباهى و پاشيدن تخم اختلاف و پراكندگى در ميان سپاهيان به كار ميبرد تا جائى كه آنها را در ميان فتنه‌ها و هواپرستىها سرنگون ساخت ، علاوه بر اين گروهى فراوان از لشكريان بودند كه نسبت به امام بىتفاوت بودند و از هدف عالى و مقدس پيشواى خود پيروى نميكردند و به انديشهء تنگ و كوتاه آنها ، امام كسى بود كه بحكومت دست يابد ، بهر طريق كه باشد و حسن ( ع ) و معاويه برايشان يكى بود ، هر چند كه حسن ( ع ) در راه دين مىجنگيد و معاويه براى دنيا . بنابراين كسى باقى نماند كه حكومت بنى هاشم را يارى كند و به جانب‌داريش برخيزد مگر گروه اندكى از شيعيان كه علويان را به حق شايستهء امامت ميدانستند . امثال سردار نامى قيس بن سعد و سعيد بن قيس و عدى بن حاتم طائى و حجر بن عدى و رشيد هجرى و حبيب بن مظاهر و مانند آنها از شاگردان امير المؤمنين كه متأسفانه تعدادها اندك بود چنان كه خداوند در قرآن ميفرمايد « و تعداد آنها كم بود » و بر اثر نيروى اندكشان توانائى نگهبانى حكومت امام را در برابر آن همه ناهنجارى كه پيرامونش را گرفته بود نداشتند و اگر عدهء
هامش
( 1 ) - اعيان الشيعة 4 / 42