3 - در ميان سپاهيان به هوچيگرى و جنجال بازى دست ميزدند و آنها را از نيروى معاويه و ضعف قواى امام ميترسانيدند و چنين كارهاى ناروائى موجب ناتوانى و پراكندگى سپاه و تلاشى قدرت و ضعف روحيهء افراد مىگرديد .
( 1 )
حزب خوارج
برنامهء اين دار و دستهء خطرناك ، مبارزه با حكومت وقت و تلاش در واژگونى آن با دستيابى بهمهء وسائل بود . آنها افكار نادرست خود را به طرز خطرناكى در بين سپاهيان عراق پخش ميكردند و ناشرين اين انديشههاى سياه برخورد آراء را لازمتر ميدانستند و به دلها و دماغها حمله ميبردند و افراد را بگمراهى مىكشاندند ، چنان كه زياد بن أبيه دربارهء اثربخشى گفتار خوارج مىگفت « اثر سخن آنها در دلها بيشتر از تأثير آتش در هيزم خشك است » و مغيرة بن شعبه ، شدت نفوذ آنها را در مردم چنين توصيف ميكرد « اينها بهر شهرى كه ميروند مردمش را فاسد مىكنند » « 1 » .
خوارج با همين فريبكارى و سفسطه بازى خود مردم ساده و سطحى و عامى را تحت تأثير قرار دادند و با صداى بلند شعار دادند و گفتند ( جز حكم خدا فرمانى نيست ) در صورتى كه بقول فانفلوتن منظورشان حكم شمشير بود نه حكم خدا « 2 » .
نقشه و انديشهء خوارج ، قيام بر ضد خلافت اسلامى بود و آن را جهادى دينى ميدانستند و قربانى شدن در آن راه را لازم مىشمردند و بدين جهت زشتترين و سياهترين انقلابها را بر ضد حكومتها به راه مىانداختند و ميدان را بر آنها تنگ ميكردند ، خوارج كينهاى شديد نسبت به حكومت بنى هاشم ابراز ميداشتند ، زيرا در جنگ نهروان ، بزرگان و گروهى كثير از آنها را كشته بود ، بدين جهت در صدد انتقام
هامش
( 1 ) - طبرى 6 / 109
( 2 ) - سيادة العربيه ص 69